هر جنگ آمریکا از یک قوس نظرسنجی به اندازه یک مسیر بالستیک قابل پیش بینی پیروی می کند: تجمع اولیه، فرسایش تدریجی و قطبی شدن نهایی. Operation Epic Fury با تغییراتی که هم ماهیت منحصر به فرد کمپین و هم تغییر محیط اطلاعاتی دهه 2020 را نشان می دهد، از این الگو پیروی کرده است.
مرحله رالی
در روزهای پس از اولین اعتصابات در اواخر ژوئن 2025، افکار عمومی آمریکا جلوه کلاسیک «تجمع حول پرچم» را به نمایش گذاشت. نظرسنجی های انجام شده در هفته اول نشان داد:
- 68% حملاتی را که به طور خاص تأسیسات هستهای ایران را هدف قرار میدهند تأیید کردند
- 62% با کمپین نظامی گسترده تر از جمله سرکوب دفاع هوایی و حملات پایگاه موشکی موافقت کرد
- 54٪ ابراز اطمینان کردند که این کمپین به اهداف خود خواهد رسید
- 47% نگران تشدید تنش به یک جنگ گسترده تر بودند
اثر گردهمایی با جلسات اطلاعاتی - که با رهبران کنگره به اشتراک گذاشته شد و به طور انتخابی در رسانه ها درز کرد - تقویت شد که نشان دهنده نزدیکی ایران به شکست هسته ای بود. شبح ایران مجهز به سلاح هستهای، به ویژه ایران که حزبالله و حوثیها را با سلاحهای پیشرفته مسلح کرده بود، توجیه قانعکنندهای ارائه کرد که در سراسر خطوط حزبی طنینانداز شد.
فرسایش
در سپتامبر 2025، سه ماه پس از شروع کمپین، میزان حمایت کاهش یافت:
<جدول>چندین عامل باعث فرسایش شد. اول،47 میلیارد دلار تخصیص تکمیلی هزینه مالی را ملموس کرد و تبدیل به تیر برق سیاسی شد. دوم، حملات تلافی جویانه ایران که منجر به کشته شدن اعضای سرویس ائتلاف می شود - در حالی که کمتر از نبرد زمینی تولید می کند - جریان ثابتی از گزارش های تلفات را ارائه می دهد. سوم، فقدان یک پایان بازی واضح، شبح تعهدات نظامی بدون پایان قبلی را برانگیخت.
شکاف پارتیزان
همانطور که تقریباً با هر سؤال مهم سیاستی در آمریکای مدرن، نظر درباره Epic Fury در امتداد خطوط حزبی قطبی شد با محو شدن اثر تجمع:
- جمهوری خواهان: حمایت بالاتری (58 تا 65 درصد) را در سرتاسر این کشور حفظ کردند که ناشی از ترجیحات سیاست خارجی جنگ طلبان و نگرانی در مورد سلاح های هسته ای ایران بود. با این حال، یک جناح غیر مداخله گر (15 تا 20 درصد جمهوری خواهان) به طور مداوم با این کمپین مخالفت کردند.
- دموکراتها: حمایت اولیه (55-60%) سریعتر کاهش یافت و تا اوایل سال 2026 به 35-40٪ کاهش یافت. مخالفان مترقی بر هزینهها، جایگزینهای دیپلماتیک و خاطرات فریبکاری در جنگ عراق متمرکز شدند.
- مستقلها: نزدیکترین میانگینها را دنبال میکنند، با کاهش حمایت از 60٪ به تقریباً 42٪ - آنها را به حوزه انتخابیه نوسان تعیین کننده تبدیل میکند.
تقسیم نسلی
سن بهعنوان یکی از قویترین پیشبینیکنندههای عقیده، مستقل از طرفداری ظاهر شد:
- 18-29 سال: کمترین حمایت (35-40%)، تحت تأثیر شک و تردید رسانه های اجتماعی، ناامیدی پس از عراق/افغانستان، و اولویت بندی مسائل داخلی
- 30-44 سال: پشتیبانی متوسط (42-48٪)، بسیاری از آنها شخصاً تحت تأثیر استقرار عراق/افغانستان قرار گرفته اند
- 45-64 سال: حمایت بیشتر (50-55%)، تحت تأثیر تصورات تهدیدات دوران جنگ سرد و نگرانیهای مربوط به اشاعه هستهای
- بیش از 65 سال: بالاترین حمایت (55-62٪)، قوی ترین اثر رالی و پایدارترین حمایت در طول زمان
محیط اطلاعات
Epic Fury اولین عملیات نظامی بزرگ آمریکایی است که در دوران رسانههای اجتماعی بالغ و محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی انجام شد. این یک محیط اطلاعاتی کاملا متفاوت با عراق (2003) یا حتی لیبی (2011) ایجاد کرده است:
- سرعت: تبلیغات ایرانی، فیلمهای گرافیکی رزمی، و ادعاهای تایید نشده در عرض چند دقیقه در سطح جهانی پخش شد. روند ارتباطی عمدی پنتاگون نمی تواند با این سرعت مطابقت داشته باشد.
- روایتهای رقیب: رسانههای دولتی ایران، عملیات اطلاعاتی روسیه، و صداهای داخلی ضد جنگ فضای اطلاعاتی پراکندهای را ایجاد میکنند که در آن آمریکاییها با روایتهای کاملاً متفاوتی از رویدادهای مشابه مواجه میشوند.
- محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی: ویدئوهای Deepfake، "تصاویر ماهواره ای" تولید شده توسط هوش مصنوعی، و رسانه های مصنوعی توانایی مردم را برای ارزیابی ادعاها از هر منبعی پیچیده می کند.
- پویایی اینفلوئنسرها: اینفلوئنسرهای رسانه های اجتماعی با تعداد فالوورهای زیاد به اندازه رسانه های سنتی نظر را شکل می دهند. یک TikTok ویروسی که از این کمپین انتقاد میکند، میتواند بیشتر از سرمقاله نیویورک تایمز به آمریکاییها برسد.
زمینه تاریخی
مسیر نظرسنجی Epic Fury بین افراطهای وحدت پس از 11 سپتامبر (90% + تایید برای حملات افغانستان) و تفرقهانگیز اشغال بعدی عراق (تأیید کمتر از 30%) قرار دارد. ماهیت هوا محوری این کمپین، تلفات محدود آمریکایی و دشمن واقعاً تهدیدکننده، منحنی فرسایش را در مقایسه با عراق کاهش داده است. اما رای دهندگان آمریکایی پس از عراق و پس از افغانستان اساساً نسبت به هر نسل قبلی نسبت به عملیات نظامی در خاورمیانه بدبین هستند.
پیامدهای سیاسی قابل توجه است. با نزدیک شدن به انتخابات میان دوره ای 2026، هر دو حزب مواضع خود را در مورد Epic Fury برای برتری انتخاباتی تنظیم می کنند. این درگیری در چشمانداز حزبی گستردهتر گنجانده شده است، و تضمین میکند که افکار عمومی به همان اندازه که توسط پویاییهای سیاسی داخلی شکل میگیرد و رویدادهای میدان نبرد.
سوال استقامت
مورد ناشناخته اصلی در نظرسنجی افکار عمومی این است که آمریکاییها تا چه زمانی از یک کمپین با نتایج مبهم حمایت میکنند. برخلاف عراق 2003، جایی که سقوط بغداد روایت پیروزی روشن (اگر زودهنگام) را ارائه داد، Epic Fury نقطه عطف چشمگیری ارائه نمی دهد. تاسیسات هسته ای آسیب دیده اند اما تهدید همچنان ادامه دارد. موشکهای ایران تخریب شدهاند، اما اقدامات تلافیجویانه همچنان ادامه دارد. این کمپین به طور تدریجی به اهداف خود دست می یابد - پیشرفت را برای برقراری ارتباط با مردمی که به نتایج تعیین کننده عادت دارند دشوار می کند.
نظرسنجیکنندگان خاطرنشان میکنند که عبارت سؤال بهطور چشمگیری بر نتایج تأثیر میگذارد. پرسیدن اینکه آیا آمریکاییها از «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای» حمایت میکنند یا خیر، بیش از ۷۵ درصد از آن حمایت میکنند. این پرسش که آیا آمریکاییها از «یک کمپین نظامی مستمر در خاورمیانه با هزینه روزانه 300 میلیون دلار» حمایت میکنند، 35 درصد حمایت به دست میآید. هر دو سوال یک عملیات را توصیف می کنند. نبرد چارچوب - بین کسانی که بر تهدید تاکید می کنند و کسانی که بر هزینه تاکید دارند - در نهایت تعیین می کند که آیا حمایت عمومی با ورود کمپین به دومین سال خود تثبیت می شود یا از بین می رود.