دراماتیک ترین ماموریت های عملیات حماسه خشم توسط کوچکترین ناوگان در نیروی هوایی ایالات متحده انجام شد. بمب افکن رادارگریز B-2 Spirit، با تنها 20 قاب هواپیما موجود، تنها سلاحی را حمل می کرد که می تواند عمیق ترین تأسیسات هسته ای ایران را تهدید کند: GBU-57A/B Massive Ordnance Penetrator، یک مخزن 30000 پوندی که نشان دهنده یک پنل باستر متعارف است.
مشکل هدف
ایران از حمله اسرائیل به اوسیراک در سال 1981 و آسیب پذیری تأسیسات هسته ای سطحی درس گرفته بود. با آغاز دهه 2000، ایران حساس ترین عملیات غنی سازی خود را به زیرزمینی منتقل کرد. کارخانه غنیسازی سوخت فردو، واقع در داخل کوهی در نزدیکی قم، هدف سخت نهایی بود - که در زیر حدود 80 متر سنگ و خاک مدفون شده بود، با چندین تونل دسترسی سختشده و درهای انفجاری.
نطنز، در حالی که تا حدی بالای زمین است، پیشرفتهترین آبشارهای سانتریفیوژ خود را در سالنهای زیرزمینی تقویتشده با متر بتن و بار بالای زمین قرار داد. بمب های متعارف نافذ 2000 پوندی مانند GBU-28 می توانند به این تاسیسات آسیب برسانند اما فاقد انرژی جنبشی برای رسیدن به عمیق ترین اتاقک ها هستند. فقط GBU-57 شانس واقعی برای نفوذ به هدف را داشت.
سلاح: GBU-57A/B
Masive Ordnance Penetrator که توسط بوئینگ و تحت برنامه نیروی هوایی که در سال 2004 آغاز شد، توسعه یافته است، یک شگفتی مهندسی است که برای یک هدف طراحی شده است: نابود کردن اهدافی که هیچ چیز دیگری نمی تواند به آنها برسد.
- وزن: 30000 پوند (13600 کیلوگرم) - سنگین ترین بمب معمولی در زرادخانه ایالات متحده
- طول: 20.5 فوت (6.25 متر)
- نفوذ: تا 60 متر خاک یا بتن مسلح (قابلیت دقیق طبقه بندی شده)
- کلاهک: 5300 پوند ماده منفجره قوی، پس از نفوذ منفجر شد
- راهنما: GPS/INS با تجهیزات الکترونیکی سخت شده که در برابر کاهش سرعت سنگ نفوذ میکنند
- هزینه واحد: تقریباً 3.5 میلیون دلار
این سلاح از انرژی جنبشی عظیم خود استفاده می کند - که توسط یک محفظه نفوذگر فولادی سخت شده ارسال می شود - برای سوراخ کردن لایه های خاک و بتن. فیوز طوری برنامه ریزی شده است که فقط پس از رسیدن سلاح به عمق هدف خود منفجر شود و تخریب تأسیسات مدفون را به حداکثر برساند.
ماموریت های B-2
سورتیهای B-2 علیه تأسیسات هستهای ایران از پایگاه نیروی هوایی وایتمن، میزوری راهاندازی شد - یک سفر رفت و برگشت تقریباً 25000 مایلی که به چندین جلسه سوختگیری هوایی و بیش از 30 ساعت زمان پرواز نیاز دارد. بال بمب 509 وضعیت آمادگی جنگی خود را در طول عملیات حفظ کرد و سورتی پرواز با سرعتی انجام داد که از زمان معرفی هواپیما در سال 1997 کمتر دیده شده بود.
هر B-2 دو MOP GBU-57 را در جایگاههای تسلیحات داخلی خود حمل میکرد. نمایه حمله به مختصات GPS دقیق نیاز داشت و چندین سلاح به هر نقطه هدف هدایت میشد تا اطمینان حاصل شود که برخوردهای متوالی دهانه نفوذ را عمیقتر میکنند - تکنیکی به نام "نقف کردن" که در آن بمب دوم بمب اول را از همان نقطه ورودی دنبال میکند تا به عمق بیشتری برسد.
ماموریتها به پشتیبانی گسترده نیاز داشتند: هواپیماهای تانکر KC-135 و KC-46 مستقر در طول مسیر، EA-18G Growlers پوشش جنگ الکترونیکی را بر فراز منطقه مورد نظر ارائه میدهند، و F-22 Raptors در حال پرواز اسکورت برای اطمینان از اینکه هیچ جنگنده ایرانی بمبافکنها را در مرحله رهاسازی تسلیحات آسیبپذیر تهدید نمیکند.
فوردو: آزمون نهایی
حمله فردو از نظر فنی چالش برانگیزترین ماموریت Epic Fury بود. ارزیابی های اطلاعاتی نشان داد که حتی GBU-57 ممکن است به طور کامل به عمق کوه نفوذ نکند تا به سالن های غنی سازی برسد. طرح حمله مستلزم سورتیهای چندگانه B-2 با انجام حملات متوالی MOP بر روی نقاط یکسان، با هر سلاحی که مسیر نفوذ ایجاد شده توسط سلف خود را عمیقتر میکرد.
تصاویر ماهوارهای پس از حمله، تودههای عظیم زباله را از سطح کوه نشان داد و ایستگاههای نظارت لرزهای انفجارهای عمیق زیرزمینی را شناسایی کردند. ارزیابی اولیه آسیب نبرد حاکی از "آسیب قابل توجه" به تأسیسات بود، اگرچه میزان کامل تخریب سالن های سانتریفیوژ عمیقاً مدفون شده را نمی توان تنها از طریق تصاویر بالای سر تأیید کرد.
محدودیت های موجودی
کارآمدی شدید GBU-57 با یک محدودیت حیاتی همراه بود: کمبود. با موجودی تخمینی تنها 20 تا 30 اسلحه، هر هزینه MOP نشان دهنده از دست دادن توانایی غیرقابل جایگزینی بود. نیروی هوایی مجبور بود بین رسیدن به آسیب قاطع به فردو و نطنز در مقابل حفظ یک ذخیره برای حملات احتمالی بعدی یا سایر موارد احتمالی تعادل ایجاد کند.
این محدودیت بر برنامه ریزی هدف در سراسر Epic Fury تأثیر گذاشت. تأسیسات هستهای کمتر سختشده در اصفهان و اراک با بمبهای متعارف نافذ - GBU-28 و GBU-31 JDAM - که موجودی MOP گرانبها را منحصراً برای فردو و نطنز ذخیره میکرد، مورد اصابت قرار گرفتند. با این حال، در پایان کارزار حمله هسته ای اولیه، ایالات متحده بخش قابل توجهی از کل ذخایر MOP خود را خرج کرده بود.
تاثیر استراتژیک
ترکیب B-2/MOP بیانگر نهایت قدرت نظامی متعارف آمریکا بود - توانایی نگه داشتن هر هدفی روی زمین در معرض خطر، صرف نظر از اینکه در چه عمقی مدفون شده است. حملات به فردو و نطنز برنامه غنیسازی ایران را سالها به عقب انداخت و آبشارهای سانتریفیوژها را تخریب کرد و فضاهای زیرزمینی را با آوار و زبالههای رادیواکتیو آلوده کرد که پاکسازی آن حتی در صورت دسترسی به تأسیسات ماهها طول میکشد. برای پنتاگون، مأموریتها قابلیتی را تأیید کردند که در طی دو دهه به طور خاص برای این سناریو توسعه داده شده بود. جفت شدن B-2/MOP تنها گزینه متعارف برای عمیق ترین اهداف سخت شده جهان باقی می ماند - قابلیتی که هیچ کشور دیگری از آن برخوردار نیست و نیروی هوایی قصد دارد با ورود B-21 Raider در سال های آینده از آن محافظت کند.