بحرین یک پادشاهی جزیرهای با 1.5 میلیون نفر است - کوچکتر از بسیاری از شهرها - با این حال یکی از مهمترین موقعیتهای استراتژیک در کل مناقشه ایران و آمریکا را به خود اختصاص داده است. بحرین به عنوان مقر ناوگان پنجم ایالات متحده، میزبان بیش از 9000 پرسنل نظامی آمریکایی، و کشوری واقع در 200 کیلومتری سواحل ایران، با ترکیبی از تهدید نظامی خارجی و شکنندگی سیاسی داخلی مواجه است که هیچ شریک ائتلاف دیگری نباید آن را مدیریت کند.
فاکتور ناوگان پنجم
فعالیت پشتیبانی نیروی دریایی بحرین مرکز عصبی قدرت دریایی آمریکا در خاورمیانه است. ناوگان پنجم از مقر خود در منامه، تمامی عملیات دریایی ایالات متحده را در 2.5 میلیون مایل مربع از اقیانوسی که خلیج فارس، خلیج عمان، دریای عرب، دریای سرخ و بخش هایی از اقیانوس هند را در بر می گیرد، فرماندهی می کند.
این پایگاه نیروی چرخشی از گروههای ضربتی حامل، گروههای آماده آبیخاکی، شناورهای مقابله با مین و کشتیهای گشت را پشتیبانی میکند. در طول درگیری کنونی، بحرین به عنوان مرکز هماهنگی اولیه برای عملیات دریایی ائتلاف، از جمله ماموریتهای اسکورت برای کشتیهای تجاری که از تنگه هرمز عبور میکنند و عملیات بازدارنده علیه قاچاق سلاح ایران، ایفای نقش کرده است.
برای خاندان آل خلیفه حاکم بحرین، حضور ناوگان پنجم ضمانت امنیتی نهایی است. حمله ایران به بحرین لزوماً هزاران نظامی آمریکایی را به خطر می اندازد و پاسخ گسترده ایالات متحده را تضمین می کند. این ترتیب، بحرین را از یک کشور کوچک آسیبپذیر به یک هدف تقریباً غیرقابل لمس تبدیل میکند - اما فقط تا زمانی که تعهد ایالات متحده معتبر باشد.
200 کیلومتر از ایران
آسیبپذیری جغرافیایی بحرین حاد است. این جزیره در غرب خلیج فارس قرار دارد و سواحل ایران در روزهای صاف از موقعیتهای مرتفع قابل مشاهده است. موشکهای بالستیک کوتاهبرد ایران مانند فاتح-110 (برد 300 کیلومتر) و موشکهای تاکتیکی میتوانند با زمان پرواز کمتر از سه دقیقه به بحرین برسند - مدت زمان کمی برای به صدا درآمدن آژیر حمله هوایی، چه برسد به رسیدن غیرنظامیان به پناهگاهها.
تمرکز زیرساختهای نظامی و غیرنظامی در یک جزیره کوچک این آسیبپذیری را تشدید میکند. مساحت کل بحرین فقط 780 کیلومتر مربع است - تقریباً به اندازه یک شهر متوسط آمریکایی. تأسیسات نظامی کلیدی، فرودگاه بینالمللی، پالایشگاه نفت، منطقه مالی و مناطق مسکونی همگی در چند کیلومتری یکدیگر قرار دارند، به این معنی که حتی موشکهای نادرست نیز احتمالاً به چیزی ارزشمند برخورد میکنند.
- NSA بحرین — مقر ناوگان پنجم و بیش از 9000 پرسنل ایالات متحده
- پایگاه هوایی عیسی — محل اسکادران F-16 نیروی هوایی بحرین و هواپیماهای بازدید کننده ائتلاف
- پالایشگاه BAPCO — پالایشگاه نفت بحرین 260000 بشکه در روز فرآوری می کند و راه نجات اقتصادی پادشاهی است
- بندر مالی بحرین — مرکز بانکی خلیج فارس، میزبان مقر منطقه ای بانک های بزرگ بین المللی
بُعد شیعه
آنچه که وضعیت بحرین را منحصر به فرد می کند، بعد داخلی آن است. جمعیت بحرین تقریباً 60 تا 70 درصد مسلمان شیعه است که توسط خانواده سلطنتی آل خلیفه سنی اداره می شود که از سال 1783 بر مجمع الجزایر حکومت می کنند. این عدم تعادل فرقه ای برای دهه ها منبع تنش بوده است و ایران از لحاظ تاریخی خود را به عنوان حامی و حامی شیعیان بحرین قرار داده است.>
بهار عربی 2011 این تنش ها را به طور چشمگیری آشکار کرد. تظاهرات گسترده حامی دموکراسی، عمدتاً از سوی جامعه شیعه بحرین، رژیم سلطنتی را تهدید به سرنگونی کرد. پاسخ شدید بود: عربستان سعودی 1000 سرباز را در سراسر گذرگاه ملک فهد تحت فرمان نیروی سپر شبه جزیره شورای همکاری خلیج فارس مستقر کرد و نیروهای امنیتی بحرین سرکوب مستمری را انجام دادند که شامل دستگیری های دسته جمعی، شکنجه و ابطال صدها سند شهروندی بود.
نقش ایران در امور داخلی بحرین به شدت مورد مناقشه است. منامه مرتباً تهران را به تأمین مالی، آموزش و هدایت گروه های مخالف متهم می کند. چندین هسته مرتبط با ایران، از جمله گروه هایی که متهم به قاچاق سلاح از عراق هستند، متلاشی شده اند. تهران در حالی که همچنان از رفتار دولت آل خلیفه با شهروندان شیعه انتقاد می کند، دخالت مستقیم خود را رد می کند.
آسیب پذیری زمان جنگ: خارجی و داخلی
در یک سناریوی درگیری تمام عیار، بحرین با یک تهدید دو طرفه مواجه است. در خارج، حملات موشکی ایران می تواند مقر ناوگان پنجم، پایگاه هوایی عیسی و زیرساخت های حیاتی را هدف قرار دهد. باتریهای پاتریوت که از بحرین دفاع میکنند با رگباری که میتواند شامل دهها موشک بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهایی باشد که به طور همزمان از سواحل جنوبی ایران پرتاب میشوند، با اشباع احتمالی مواجه خواهند شد.
در داخل، درگیری میتواند تنشهای فرقهای را دوباره شعلهور کند. اگر حملات ایران باعث تلفات قابل توجه غیرنظامیان بحرینی شود، دولت با یک دوراهی روبرو می شود: شهروندان شیعه ممکن است دولت آل خلیفه را به دلیل هدف قرار دادن بحرین با میزبانی از نیروهای آمریکایی سرزنش کنند، در حالی که نهادهای سنی ممکن است شهروندان شیعه را به همدردی با دشمن مظنون کنند. هر یک از این دو پویایی می تواند ناآرامی های داخلی را ایجاد کند که تهدید نظامی خارجی را تشدید می کند.
سرویسهای امنیتی بحرین با طرحهای اضطراری که شامل کنترل جابهجایی جمعیت، نظارت بر ارتباطات و بازداشت پیشگیرانه عوامل مظنون ایرانی است، بهطور گستردهای برای این سناریو آماده شدهاند. این اقدامات نگرانیهای جدی درباره حقوق بشر ایجاد میکند، اما نشان دهنده ترس واقعی منامه از یک حمله هماهنگ خارجی و قیام داخلی است.
کمک مالی بحرین
بحرین علیرغم اندازه کوچکش یکی از شرکت کنندگان متعهد ائتلاف بوده است. نیروی هوایی سلطنتی بحرین با جنگنده های F-16 به عملیات هوایی ائتلاف کمک کرده است، کشتی های نیروی دریایی بحرین در ماموریت های گشت زنی و اسکورت شرکت می کنند و سرویس های اطلاعاتی بحرین اطلاعاتی را درباره فعالیت های ایران در خلیج به اشتراک می گذارند.
بحرین همچنین اولین کشور خلیج فارس بود که در سال 2020 توافق نامه ابراهیم را برای عادی سازی روابط با اسرائیل امضا کرد، اقدامی که همکاری امنیتی با اورشلیم را تعمیق بخشید اما خشم تهران را بیشتر کرد. گزارشها حاکی از آن است که اشتراک اطلاعاتی اسرائیل و بحرین در مورد تهدیدات ایران قابل توجه بوده است، اگرچه هر دو دولت جزئیات را از نزدیک حفظ میکنند.
برای پادشاهی کوچک، محاسبه وجودی و سرراست است: بقای بحرین به چتر امنیتی ایالات متحده بستگی دارد، و حفظ این چتر مستلزم مشارکت فعال ائتلاف است. خطرات درگیری بسیار زیاد است، اما خطر رها شدن بیشتر است. بحرین آینده خود را روی این پیشنهاد شرط بندی می کند که واشنگتن هرگز اجازه نخواهد داد یک متحد پیمانی که میزبان 9000 سرباز آمریکایی است سقوط کند - شرطی که در حال حاضر به ثمر نشستن ادامه می دهد.