هر نسلی درگیری دارد که دوره بعدی تفکر نظامی را مشخص می کند. جنگ جهانی اول تسلط دفاع را آشکار کرد. جنگ جهانی دوم قدرت مانور تسلیحات ترکیبی را نشان داد. جنگ خلیج فارس مهمات هدایت شونده دقیق را به نمایش گذاشت. مناقشه ایران، جنگ تعیین کننده این نسل است - آزمایشگاهی که در آن فناوری هایی که در دهه 2030 و پس از آن بر نبرد غالب خواهند بود، در زیر آتش آزمایش، پالایش و تأیید می شوند.
انقلاب هواپیماهای بدون سرنشین بالغ می شود
اوکراین پهپادهای ارزان قیمت را به جنگ های مدرن با شدت بالا معرفی کرد. مناقشه ایران این مفهوم را بالغ کرده است. هر دو طرف از هواپیماهای بدون سرنشین در مقیاسی بی سابقه استفاده می کنند، اما پیچیدگی به جلو جهش کرده است:
- ازدحام پهپادهای ائتلاف: گزارشهای متعدد گروههای هماهنگی متشکل از 20 تا 50 پهپاد کوچک را توصیف میکنند که مأموریتهای SEAD مستقل را انجام میدهند - شناسایی انتشارات رادار، طبقهبندی تهدیدها، و تعیین اهداف برای حملات بعدی. این دستهها با حداقل نظارت انسانی کار میکنند و از هوش مصنوعی داخلی برای هماهنگ کردن حرکات و تخصیص وظایف استفاده میکنند
- پهپادهای تهاجمی یک طرفه ایرانی: ایران پهپادهای سری شاهد را در حملات 50 تا 100 نفری علیه مواضع ائتلاف مستقر کرده است و از کمیت برای غلبه بر پدافند هوایی استفاده می کند. در حالی که به صورت فردی ابتدایی هستند، استخدام انبوه آنها مدافعان را وادار می کند تا رهگیرهای با ارزش بیشتری را خرج کنند
- مهمات پرسه زن: هر دو طرف از مهمات پرسه زن استفاده می کنند - پهپادهایی که می توانند ساعت ها در مدار یک منطقه در انتظار اهداف فرصت بچرخند. هاروپ اسراییلی و سوئیچ بلید ایالات متحده به ویژه علیه پرتابگرهای موشکی متحرک ایران موثر بوده اند
درس دهه 2030 واضح است: نیروی هوایی در حال دموکراتیک شدن است. شکاف بین آنچه یک قدرت بزرگ و یک قدرت متوسط می تواند در حوزه هوایی به دست آورد به سرعت در حال کاهش است. پهپادهای ارزان، قابل مصرف و هدایت شونده با هوش مصنوعی می توانند مأموریت هایی را انجام دهند که قبلاً به هواپیماهای سرنشین دار با هزینه هر کدام 100 میلیون دلار نیاز داشتند.
زنجیره های کشتار با هوش مصنوعی
متحولکنندهترین فناوری در درگیری، هیچ سیستم تسلیحاتی نیست، بلکه زیرساخت هوش مصنوعی است که حسگرها را به تیراندازها متصل میکند. ائتلاف هوش مصنوعی را در کل چرخه هدف قرار داده است:
تشخیص: الگوریتمهای هوش مصنوعی تصاویر ماهوارهای، اطلاعات سیگنالها و فیدهای ویدیویی هواپیماهای بدون سرنشین را برای شناسایی اهداف بالقوه پردازش میکنند. سیستمی که بررسی آن برای تحلیلگران انسانی ساعتها طول میکشد، در چند دقیقه پردازش میشود و امکان شناسایی اهداف متحرک (پرتابگرهای موشک، خودروهای فرماندهی) را که مرتباً جابهجا میشوند را ممکن میسازد.
شناسایی: مدلهای یادگیری ماشینی اشیاء شناساییشده را طبقهبندی میکنند - متمایز کردن پرتابگر S-300 از یک کامیون غیرنظامی، یا ورودی پناهگاه سختشده از انبار - با نرخهای دقت بیش از 95٪ در مجموعههای هدف آموزش دیده.
اولویتبندی: سیستمهای هوش مصنوعی اهداف را بر اساس ارزش نظامی، حساسیت زمانی و خطر آسیب جانبی رتبهبندی میکنند و به فرماندهان انسانی بستههای حمله پیشنهادی را به جای دادههای اطلاعاتی خام ارائه میکنند.
ارزیابی آسیب نبرد: تصاویر پس از حمله توسط هوش مصنوعی تجزیه و تحلیل میشود تا مشخص شود که آیا اهداف از بین رفته، آسیب دیدهاند یا از دست رفتهاند - به جای ساعتها یا روزهایی که BDA سنتی به آن نیاز دارد، ظرف چند دقیقه به چرخه هدفگیری بازخورد داده میشود.
این شتاب هوش مصنوعی چرخه find-fix-finish-exploit-analyze (F3EA) را از ساعت به دقیقه فشرده میکند. برای اهداف حساس به زمان مانند پرتابگرهای موشک متحرک، این فشرده سازی تفاوت بین یک حمله موفق و یک میدان خالی است.
رنسانس جنگ الکترونیک
درگیری ایران، جنگ الکترونیک (EW) را به عنوان یک قابلیت رزمی درجه اول تأیید کرده است، نه آن چیزی که در دوران پس از جنگ سرد به آن تبدیل شده بود. هر دو طرف از سیستم های پیشرفته EW استفاده می کنند:
- انکار GPS: پارازیت و جعل جی پی اس ایران، ائتلاف را مجبور کرده است که برای مهمات دقیق در سالن های خاص به سیستم های ناوبری جایگزین (اینرسی، تطبیق با زمین) تکیه کند.
- اختلال در ارتباطات: پارازیت باند پهن ارتباطات نظامی ایران، یگانها را از فرماندهی مرکزی در طول مراحل حساس عملیات هوایی جدا کرده است
- سرکوب رادار: هواپیماهای حمله الکترونیکی ائتلاف (EA-18G Growler) توانایی کور کردن رادارهای پدافند هوایی ایران را در بردهایی که هواپیما را به خوبی خارج از مناطق درگیری موشکی نگه میدارد نشان دادهاند.
- اقدامات متقابل هواپیماهای بدون سرنشین: هر دو طرف سیستمهای EW را مستقر میکنند که به طور خاص برای مختل کردن لینکهای کنترل پهپاد و ناوبری طراحی شدهاند - یک دسته کاملاً جدید از جنگ الکترونیکی که در مقیاس پنج سال پیش وجود نداشت
ادغام جنبشی سایبری
برای اولین بار در یک درگیری بزرگ، حملات سایبری و حملات جنبشی بهعنوان ابزارهای مکمل در همان عملیات هماهنگ میشوند. گزارش شده است که عملیات سایبری ائتلاف دقایقی قبل از رسیدن اولین موج موشک های کروز، شبکه های فرماندهی و کنترل پدافند هوایی ایران را از کار انداخت و شکاف هایی را در سیستم یکپارچه پدافند هوایی ایجاد کرد که هواپیماهای مورد بهره برداری را مورد حمله قرار می دهند.
ایران با کمپینهای سایبری خود پاسخ داده است - هدف قرار دادن سیستمهای لجستیکی ائتلاف، زیرساختهای مالی متحدان، و زیرساختهای حیاتی در کشورهای ائتلاف. در حالی که دامنه کامل همچنان طبقه بندی شده است، الگوی واضح است: جنگ سایبری دیگر یک حوزه مجزا نیست، بلکه جزئی یکپارچه از عملیات نظامی متعارف است.
فضا به عنوان بالاترین سطح نهایی
این درگیری نشان داده است که داراییهای مبتنی بر فضا اکنون زیرساختهای ضروری برای عملیاتهای نظامی مدرن هستند. نیروهای ائتلاف برای ارتباطات، ناوبری، تصویربرداری، اطلاعات سیگنالها و هشدار موشکی به صورتهای فلکی ماهوارهای متکی هستند. آسیب پذیری این لایه فضایی - و تلاش هر دو طرف برای انکار آن از طرف دیگر - نشان دهنده بعد جدیدی از جنگ است که اهمیت آن فقط افزایش می یابد.
ایران توانایی ضد ماهوارهای محدودی دارد، اما بنا بر گزارشها تلاش کرده است سیگنالهای GPS از فضا و ماهوارههای شناسایی ائتلاف کور را با لیزرهای زمینی مسدود کند. این تلاشها تا حد زیادی ناموفق بودهاند، اما آیندهای را پیشبینی میکنند که در آن انکار فضا به یک جزء معمولی از عملیات نظامی تبدیل میشود.
چه معنایی برای دهه 2030 دارد
برنامه ریزان نظامی در سرتاسر جهان درس های جنگ ایران را جذب می کنند. تصویری که برای جنگ در دهه 2030 پدیدار می شود تصویری است که در آن سرعت، اطلاعات و عملیات توزیع شده غالب است. جرم هنوز مهم است، اما انبوه سیستمهای خودمختار ارزان است، نه سکوهای سرنشین دار گران قیمت. مزیت تعیین کننده متعلق به طرفی است که می تواند اطلاعات را سریعتر پردازش کند، سریعتر تصمیم بگیرد و اثرات را با دقت بیشتری ارائه دهد. مناقشه ایران فقط یک جنگ نیست - طرح اولیه هر جنگی است که در پی آن می آید.