سیاست داخلی ایران در زمان جنگ

Iran ۷ مرداد ۱۴۰۴ 5 دقیقه مطالعه

جنگ قدرتمندترین تسریع کننده تغییرات سیاسی داخلی است و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. درگیری کنونی توازن قدرت داخلی در تهران را تغییر داده است، صداهای اصلاح‌طلب را که قبلاً ضعیف شده بودند به حاشیه رانده است، فرماندهان نظامی را به شهرت سیاسی ارتقا می‌دهد و ساختار حکومتی زمان جنگ را ایجاد می‌کند که قدرت را به گونه‌ای متمرکز می‌کند که ممکن است از خود درگیری بیشتر باشد.

ادغام تندرو

نظام سیاسی ایران از سال 2020 که شورای نگهبان اکثر نامزدهای اصلاح طلب و میانه رو را از انتخابات مجلس رد صلاحیت کرد، به سمت سلطه تندروها گرایش پیدا کرده است. انتخابات ریاست جمهوری 2024، پس از مرگ ابراهیم رئیسی، کنترل تندروها را بیشتر تثبیت کرد. جنگ این مسیر را به طرز چشمگیری تسریع کرده است.

در شرایط زمان جنگ، شورای عالی امنیت ملی (SNSC) تبدیل به نهاد حاکمیتی بالفعل شده است که جایگزین پارلمان منتخب (مجلس) در مسائل امنیتی شده است. شورای امنیت ملی تحت تسلط مقامات نظامی و اطلاعاتی است - فرمانده سپاه، وزیر دفاع، وزیر اطلاعات و فرمانده نیروی قدس همگی دارای کرسی هستند. این عملاً حکومت را از غیرنظامیان منتخب به نهادهای امنیتی منتقل می کند.

تندروها از جنگ برای توجیه اقداماتی که مدت‌ها به دنبال آن بودند استفاده کرده‌اند: کنترل‌های رسانه‌ای سخت‌تر، نظارت گسترده‌تر، محدودیت‌های تجمع، و تمرکز اقتصادی تحت مدیریت نظامی. انتقاد از تلاش های جنگی یا رهبری نظامی تحت قوانین امنیتی زمان جنگ به عنوان فتنه تلقی می شود.

عرضه سیاسی سپاه

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش از این درگیری قدرتمندترین نهاد ایران بود. جنگ موقعیت سیاسی آن را بیشتر ارتقاء داده است:

این گسترش پیامدهای طولانی مدت حاکمیتی ایجاد می کند. نهادهای نظامی که در زمان جنگ به قدرت سیاسی و اقتصادی دست می یابند، به ندرت پس از آن به طور داوطلبانه از آن دست می کشند. چشم‌انداز سیاسی ایران پس از جنگ احتمالاً نقش غالب‌تری از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به دوره قبل از جنگ خواهد داشت.

حاشیه سازی اصلاح طلبان

جنبش اصلاح‌طلب ایران، که قبلاً به دلیل سال‌ها وتوی شورای نگهبان و سرکوب‌های امنیتی پس از اعتراضات مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ تضعیف شده بود، به دلیل پویایی دوران جنگ بیشتر به حاشیه رفته است. استدلال اصلاح طلبان - که تعامل با غرب، آزادسازی اقتصادی و گشایش سیاسی در خدمت منافع ملی ایران است - زمانی که کشور تحت بمباران نظامی فعال است عملاً غیرممکن است.

برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب مواضع ملی‌گرایانه را اتخاذ کرده‌اند تا از نظر سیاسی مرتبط باقی بمانند، و از تلاش‌های جنگ حمایت می‌کنند و در عین حال برای راه‌حلی از طریق مذاکره استدلال می‌کنند. دیگران عملاً با سانسور زمان جنگ ساکت شده اند. تعداد اندکی که علناً از سیر صعودی رژیم انتقاد کرده اند، با بازداشت یا حبس خانگی مواجه شده اند.

این به حاشیه راندن نشان دهنده هزینه بلندمدت قابل توجهی است، صرف نظر از نحوه حل تعارض. فضای سیاسی برای اعتدال و تعامل به طور چشمگیری محدود شده است و دستیابی به راه حل های دیپلماتیک پس از جنگ را دشوارتر می کند.

سایه جانشینی

زیربنای همه پویایی های سیاسی دوران جنگ، مسئله حل نشده جانشینی مقام معظم رهبری است. علی خامنه‌ای، متولد 1939، از سال 1989 رهبری ایران را برعهده داشت. سلامتی او سال‌ها موضوع گمانه‌زنی‌ها بوده است و استرس جسمی و روانی رهبری زمان جنگ خطر برنامه‌ریزی جانشینی را افزایش می‌دهد.

مجلس خبرگان، نهاد قانون اساسی که مسئول انتخاب رهبر بعدی است، تحت سلطه تندروهای همسو با سپاه است. نامزدهای اصلی جانشینی شامل چهره هایی از نظام نظامی-روحانی هستند که مسیر سیاسی فعلی را حفظ یا تعمیق خواهند بخشید.

بحران جانشینی در زمان جنگ به ویژه بی‌ثبات‌کننده خواهد بود. مقام معظم رهبری بر اساس قانون اساسی بر عملیات نظامی و سیاست هسته ای اختیار دارند. یک جانشینی مناقشه‌برانگیز یا نامشخص می‌تواند در بدترین لحظه ممکن شکاف‌های فرماندهی و کنترل خطرناکی ایجاد کند، به‌ویژه در مورد مرجع تصمیم‌گیری هسته‌ای.

فشارهای اقتصادی بر سیاست

اقتصاد دوران جنگ فشارهای سیاسی خود را اعمال می کند. تورم افزایش یافته است زیرا تحریم ها، اختلال در زنجیره تامین و آسیب های زیرساختی یکدیگر را تشدید می کنند. ریال ایران ارزش قابل توجهی را از دست داده است. کمبود کالاهای مصرفی بر زندگی روزمره تأثیر می گذارد به گونه ای که مستقیماً به مشروعیت رژیم ضربه می زند.

رژیم با ترکیبی از یارانه‌ها برای کالاهای اساسی، سیستم‌های جیره‌بندی و درخواست‌های ملی‌گرایانه برای قربانی کردن مشترک پاسخ داده است. اما درد اقتصادی به طور نامتناسبی متوجه طبقه متوسط ​​شهری و فقیر کارگر می شود - همان جمعیت هایی که جنبش های اعتراضی 2019 و 2022 را هدایت کردند. دستگاه امنیتی همچنان قادر به سرکوب ناآرامی است، اما هر چرخه نارضایتی اقتصادی قرارداد اجتماعی رژیم با جمعیتش را از بین می برد.

نقش بسیج

نیروی مقاومت بسیج، یک سازمان شبه‌نظامی داوطلب تحت فرماندهی سپاه، نقش مهمی در سیاست داخلی زمان جنگ ایفا می‌کند. بسیج با ظرفیت بسیج چند میلیون نفری، هم به عنوان نیروی دفاع مدنی و هم به عنوان ابزار امنیت داخلی عمل می کند. در زمان جنگ، یگان های بسیج برای نظارت بر محله، اجرای قوانین جیره بندی، شناسایی مخالفان و سازماندهی تجمعات حامی رژیم مستقر شده اند.

نفوذ بسیج به دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و ادارات دولتی به رژیم یک قابلیت نظارتی کامل می‌دهد که مکمل سرویس‌های اطلاعاتی رسمی است. برای ایرانیان عادی، حضور بسیج در زندگی روزمره یادآوری دائمی است که دولت در حال تماشای آن است - یک عامل بازدارنده قوی برای ابراز نارضایتی عمومی حتی با افزایش نارضایتی خصوصی.

Outlook

مسیر سیاسی ایران در زمان جنگ به تحکیم بیشتر قدرت تندرو و نظامی، با فضای محدود برای مخالفت، اصلاحات، یا انعطاف دیپلماتیک اشاره دارد. این یک تناقض ایجاد می کند: جنگ بازیگران سیاسی را تقویت می کند که کمترین تمایل را به مصالحه هایی که برای پایان دادن به مناقشه نیاز دارد، تقویت می کند و به طور بالقوه همان شرایطی را که در حال تغییر شکل دادن به سیاست ایران هستند طولانی می کند. بعید به نظر می رسد که دستاوردهای نهادی بدست آمده توسط سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی در طول زمان جنگ، صرف نظر از اینکه درگیری چگونه به پایان می رسد، معکوس شود، و زمینه را برای ایران پس از جنگ فراهم می کند که نسبت به کشوری که وارد درگیری شده، نظامی تر، اقتدارگراتر، و کمتر برای تعامل دیپلماتیک باز است.

سوالات متداول

جنگ چه تأثیری بر جناح های سیاسی ایران داشته است؟

جنگ به شدت جناح های تندرو و نظامی را به قیمت اصلاح طلبان و میانه روها تقویت کرده است. سپاه نفوذ سیاسی خود را گسترش داده است، اقدامات اضطراری زمان جنگ اقتدار متمرکز کرده است، و گفتمان عمومی به جای آزادی های مدنی یا اصلاحات اقتصادی به سمت اولویت های دفاع ملی تغییر کرده است.

آیا حمایت مردمی از جنگ در ایران وجود دارد؟

تجمع اولیه حول پرچم باعث افزایش حمایت ملی گرایان شد، اما با افزایش مشکلات اقتصادی و افزایش تلفات غیرنظامیان، این امر کاهش یافت. جمعیت های طبقه متوسط ​​شهری، به ویژه در تهران و اصفهان، خستگی فزاینده ای از جنگ را نشان می دهند، در حالی که جمعیت روستایی و کم درآمد بیشتر از مقاومت حمایت می کنند.

مقام معظم رهبری چه نقشی دارند؟

علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، اقتدار دوران جنگ را تثبیت کرده و دستورات نظامی مستقیم را از طریق زنجیره فرماندهی سپاه صادر کرده است. سلامتی و جانشینی او به ابهامات بحرانی تبدیل شده است، زیرا درگیری فشاری برای حل مسئله جانشینی ایجاد می کند در حالی که رژیم تحت فشار وجودی است.

آیا جنگ می تواند به تغییر رژیم در ایران منجر شود؟

تغییر رژیم داخلی از طریق جنگ به تنهایی در کوتاه مدت بعید است. دستگاه امنیتی ایران - سپاه، بسیج، سرویس‌های اطلاعاتی - همچنان وفادار است و قادر به سرکوب مخالفان است. با این حال، درگیری طولانی‌مدت همراه با فروپاشی اقتصادی می‌تواند شرایطی را ایجاد کند که در آن شکستگی‌های داخلی به‌ویژه در طول بحران جانشینی پدیدار شود.

موضوعات اطلاعاتی مرتبط

IRGC Profile Arrow-2 vs Arrow-3 Comparison Quds Force Operations CIA Operations Profile Nuclear Breakout Timeline Iran Sanctions Explained
Irandomestic politicsIRGCKhameneihardlinersreformistswartime governance