احساسات عمومی ایران: ناسیونالیسم و ​​خستگی جنگ

Iran ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ 6 دقیقه مطالعه

در پشت پرتاب موشک و بیانیه‌های نظامی، 88 میلیون ایرانی در جنگی زندگی می‌کنند که اکثر آنها آن را انتخاب نکرده‌اند و بسیاری انتظار آن را نداشتند. درک احساسات عمومی ایران در طول درگیری مستلزم پیمایش در چشم‌انداز پیچیده‌ای است که در آن ناسیونالیسم اصیل با بدبینی عمیق رژیم همزیستی می‌کند، جایی که درد اقتصادی با همبستگی میهنی رقابت می‌کند، و فقدان بیان آزاد هر ارزیابی را موقتی می‌کند.

افکت رالی

هنگامی که حملات ائتلاف آغاز شد، ایران کتاب درسی تجمع حول پرچم را تجربه کرد - یک پدیده کاملاً مستند که در آن حمله نظامی خارجی باعث افزایش احساسات ملی‌گرایانه و حمایت از رهبری سیاسی، بدون توجه به نارضایتی‌های قبلی می‌شود. ایرانیانی که در سال 2019 (بر سر قیمت سوخت) و 2022 (جنبش مهسا امینی) علیه رژیم تظاهرات کرده بودند، احساس میهن پرستی را با وفاداران رژیم به اشتراک گذاشتند.

این اثر رالی واقعی و قابل توجه بود. ایران چاه عمیقی از هویت ملی گرایانه دارد که پیش از جمهوری اسلامی و فراتر از آن است. ایرانیان به تمدن مستمری بیش از 2500 سال افتخار می‌کنند و تجربه حمله توسط قدرت‌های خارجی با خاطرات تاریخی تهاجم اعراب، مغول‌ها و اخیراً به عراق طی جنگ ویرانگر 1980-1988 طنین‌انداز می‌شود.

رژیم به طرز ماهرانه ای اثر تجمع را از طریق پوشش رسانه های دولتی با تأکید بر وحدت ملی، جنایات دشمن و قهرمانی نظامی تقویت کرد. مقایسه با جنگ ایران و عراق - آسیب اساسی ملی ایران - ثابت بود و یادآور خاطرات هشت سال فداکاری بود که با حفظ تمامیت ارضی ایران به پایان رسید.

فرسایش

اثرات رالی قدرتمند اما موقتی هستند. تحقیقات بر روی افکار عمومی زمان جنگ به طور مداوم نشان می دهد که موج اولیه میهن پرستانه با انباشته شدن هزینه ها از بین می رود و درگیری فراتر از انتظارات اولیه گسترش می یابد. مسیر ایران از این الگو پیروی می کند:

شکاف ناسیونالیسم-رژیم

یکی از مهم ترین پویایی ها در احساسات ایران در زمان جنگ، واگرایی بین هویت ملی و وفاداری رژیم است. بسیاری از ایرانیان به طور همزمان ملی گرایان مغرور و منتقدان سرخورده حکومت جمهوری اسلامی هستند. جنگ یک تناقض دردناک ایجاد می کند: حمایت از دفاع کشور در حالی که تصمیماتی که منجر به درگیری شده است را زیر سوال می برد.

رژیم فعالانه برای فروپاشی این تمایز تلاش می کند و هر گونه انتقاد از سیاست دولت را به عنوان خیانت به ملت در زمان جنگ معرفی می کند. رسانه دولتی یک انتخاب دوتایی ارائه می دهد: حمایت از جمهوری اسلامی یا حمایت از دشمن. این چارچوب تأثیر واقعی دارد - فشار اجتماعی و نظارت نیروهای امنیتی باعث می شود مخالفت عمومی در زمان جنگ واقعاً خطرناک باشد.

اما در فضاهای خصوصی، تمایز پابرجاست. ایرانی‌ها درباره اینکه آیا سیاست‌های منطقه‌ای رژیم (حمایت از حزب‌الله، حوثی‌ها و دیگر نیروهای نیابتی) و حاشیه‌سازی هسته‌ای به ایجاد درگیری بر این کشور کمک کرده است، بحث می‌کنند. این استدلال که منابع ایران باید به جای جنگ نیابتی صرف توسعه داخلی می شد، پیش از درگیری است، اما با بدتر شدن شرایط اقتصادی، وزن احساسی پیدا می کند.

درد اقتصادی

بعد اقتصادی احساسات عمومی را نمی توان اغراق کرد. برای اکثر ایرانیان، فوری ترین تأثیر جنگ، سقوط بمب نیست، بلکه افزایش قیمت ها است. تورم در تمام کالاهای اساسی افزایش یافته است و قیمت مواد غذایی منجر به افزایش قیمت شده است. تداوم کاهش ارزش ریال ایران به این معنی است که کالاهای وارداتی - از جمله بسیاری از مواد غذایی و داروها - هر هفته گران‌تر می‌شوند.

اثرات اقتصادی خاص که احساسات عمومی را شکل می‌دهند عبارتند از:

این فشارهای اقتصادی مستقیماً بر مشروعیت رژیم تأثیر می گذارد. قرارداد اجتماعی جمهوری اسلامی تا حدی بر پایه ارائه خدمات اولیه و ثبات اقتصادی، به ویژه برای جمعیت های کم درآمد که پایگاه آن را تشکیل می دهند، بوده است. از آنجایی که اقتصاد جنگی این ماده را از بین می برد، پایه حمایتی رژیم حتی در میان جمعیتی که معمولاً وفادار هستند ضعیف می شود.

تقسیم نسلی

یک شکاف بین نسلی، احساسات دوران جنگ را شکل می‌دهد. ایرانیان مسن‌تر که جنگ ایران و عراق را به یاد می‌آورند چارچوبی از استقامت، فداکاری و در نهایت بقا را به ارمغان می‌آورند. جوانان ایرانی - که سهم بزرگی از جمعیت را تشکیل می دهند (میانگین سنی حدود 32 سال) - فاقد این چارچوب تجربی هستند. آنها از طریق رسانه های اجتماعی به فرهنگ جهانی متصل شدند و به دنبال فرصت های اقتصادی و آزادی شخصی بودند. برای این نسل، جنگ نمایانگر شکست همان سیستمی است که قبلاً زیر سؤال می رفتند.

تظاهرات مهسا امینی در سال 2022 نشان داد که جوانان ایرانی حاضرند جان خود را در به چالش کشیدن رژیم به خطر بیندازند. جنگ این انرژی نسلی را سرکوب کرده اما خاموش نکرده است. اگر درگیری به طور قابل توجهی بیشتر شود، یا اگر یک بحران اقتصادی پس از جنگ رخ دهد، شکاف نسلی می تواند به یک عامل سیاسی تعیین کننده تبدیل شود.

عامل ناشناخته

هر گونه ارزیابی از افکار عمومی ایران در زمان جنگ باید نااطمینانی اساسی را تصدیق کند. ایران فاقد سازمان های مستقل نظرسنجی، مطبوعات آزاد، یا گفتمان سیاسی باز است. آنچه مردم به نقشه برداران وابسته به ایالت می گویند ممکن است ارتباط کمی با دیدگاه های واقعی آنها داشته باشد. احساسات رسانه های اجتماعی توسط ربات ها، نظارت و خودسانسوری تحریف می شود. توزیع واقعی افکار ایرانی - چه تعداد واقعاً از تلاش جنگ حمایت می کنند، چه تعداد در سکوت با آن مخالفت می کنند، چه تعداد از آنها به حالت بقا غیرسیاسی عقب نشینی کرده اند - یکی از مهم ترین ناشناخته های درگیری باقی مانده است.

سوالات متداول

آیا ایرانی ها از جنگ حمایت می کنند؟

احساسات عمومی ایران پیچیده و دوپاره است. هنگامی که کشور مورد حمله قرار گرفت، یک اثر اولیه «تجمع حول پرچم» باعث حمایت گسترده ملی‌گرایان شد. با این حال، با گسترش درگیری و عمیق تر شدن مشکلات اقتصادی، حمایت ها به ویژه در میان جمعیت های طبقه متوسط ​​شهری کاهش یافته است. نظرسنجی قابل اعتماد در محیط اطلاعاتی کنترل شده ایران بسیار دشوار است.

آیا اعتراضات ضد جنگ در ایران برگزار می شود؟

تظاهرات آشکار ضد جنگ توسط نیروهای امنیتی ایران سرکوب شده است، نیروهایی که تجربه زیادی در کنترل نارضایتی عمومی دارند (که در جریان جنبش‌های اعتراضی 2019 و 2022 به نمایش گذاشته شد). با این حال، گزارش‌هایی از ابراز نارضایتی در مقیاس کوچک‌تر وجود دارد - کاهش سرعت کار، انتقاد رسانه‌های اجتماعی از طریق کانال‌های رمزگذاری‌شده، و غرغر خصوصی که هنوز در جنبش سازمان‌یافته ادغام نشده است.

جنگ چه تاثیری بر مردم عادی ایران می گذارد؟

مردم عادی ایران با افزایش قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی، کمبود سوخت، قطع برق ناشی از اعتصابات زیرساختی، اختلال در ارتباطات از راه دور و در برخی مناطق با قرار گرفتن مستقیم در معرض بمباران مواجه هستند. جابجایی داخلی صدها هزار نفر را تحت تاثیر قرار داده است. تأثیر اقتصادی به طور نامتناسبی بر خانواده های کم درآمد و متوسط ​​می افتد.

آیا بین حمایت از ایران و حمایت از رژیم فرقی وجود دارد؟

بله، به طور قابل توجهی. بسیاری از ایرانیانی که مخالف حکومت جمهوری اسلامی هستند، هنوز هم زمانی که کشورشان مورد حمله قرار می گیرد، احساس همبستگی ناسیونالیستی می کنند. رژیم عمداً از این پویایی سوء استفاده می کند و انتقاد از سیاست های خود را به عنوان بی وفایی در زمان جنگ در نظر می گیرد. با این حال، این تصور در میان برخی از بخش‌ها وجود دارد که تصمیمات رژیم باعث جنگ در کشور شد.

موضوعات اطلاعاتی مرتبط

CIA Operations Profile Patriot PAC-3 Missile Defense Hezbollah Dossier Houthi Movement Profile Nuclear Breakout Timeline Proxy Warfare Explained
Iranpublic opinionnationalismwar fatigueprotestseconomysocial contractIranian society