در مدت چند روز پس از آغاز عملیات خشم حماسی، ایران شروع به تلافی با موشکهای بالستیکی کرد که پایگاههای ایالات متحده در قطر، امارات، و بحرین و همچنین شهرهای اسرائیل را هدف قرار دادند. سیستم دفاعی منطقه ای ترمینال ارتفاع بالا ارتش ایالات متحده - THAAD - به سپر حیاتی برای محافظت از نیروهای ائتلاف و متحدان خلیج فارس در برابر موشک های بالستیک میان برد ایرانی شهاب-3 و عماد تبدیل شد.
از پیش موقعیت و موجدار
ایالات متحده از سال 2013 یک باتری تاد را در امارات در پایگاه هوایی الظفره نگهداری کرده بود و یک باتری دیگر در اواخر سال 2024 در طول تشدید تنش های پیش از درگیری در اسرائیل مستقر شده بود. هنگامی که Epic Fury شروع شد، پنتاگون بلافاصله دو باتری دیگر THAAD را به منطقه سفارش داد: یکی به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان عربستان سعودی و دیگری به پایگاه هوایی العدید قطر، محل مرکز عملیات هوایی ترکیبی سنتکام.
جابجایی باتری THAAD یک عملیات لجستیکی مهم است. هر باتری شامل شش وسیله نقلیه پرتابگر (هر کدام حامل هشت رهگیر)، رادار AN/TPY-2، واحد کنترل آتش و تجهیزات پشتیبانی مربوطه است. کل بسته به چندین پرواز C-17 Globemaster III نیاز دارد. استقرار موج در عرض 96 ساعت با استفاده از تجهیزات از پیش تعیین شده و عملیات حمل و نقل هوایی شبانه روزی تکمیل شد.
AN/TPY-2: بیشتر از یک رادار
رادارAN/TPY-2 باند X THAAD مسلماً ارزشمندتر از رهگیرهای آن است. این رادار که در حالت رو به جلو عمل می کند، می تواند موشک های بالستیک را در برد بیش از 1000 کیلومتر شناسایی کند و آنها را از مرحله تقویت تا میان مسیر ردیابی کند. این دادههای هشدار اولیه به کل شبکه دفاع موشکی ائتلاف وارد میشود و به باتریهای پاتریوت و سیستمهای پیکان اسرائیلی ثانیههای هشدار بیشتری میدهد - اغلب تفاوت بین یک رهگیری موفق و ناموفق.
در طی Epic Fury، رادارهای AN/TPY-2 در امارات متحده عربی و اسرائیل اولین شناسایی پرتاب موشکهای ایران را ارائه کردند و دادههای ردیابی را از طریق شبکه فرماندهی، کنترل، مدیریت نبرد و ارتباطات (C2BMC) به همه داراییهای دفاع موشکی متفقین در سینما ارسال کردند.
عملکرد رزمی
ایران در هفته های اول Epic Fury چندین موشک بالستیک به سمت اهداف ائتلاف پرتاب کرد. باتریهای تاد موشکهای شهاب-3 و عماد ورودی را با آنچه پنتاگون به عنوان «میزان موفقیت بالا» توصیف کرد، درگیر کردند. اعداد ویژه درگیری محرمانه باقی ماندند، اما وزارت دفاع تأیید کرد که هیچ موشک بالستیک ایرانی با موفقیت به هدف دفاعشده تاد اصابت نکرد.
مفهوم دفاع لایهای ارزش خود را در عمل ثابت کرد. حداقل در یک درگیری، یک باتری THAAD به سمت یک موشک عماد ورودی در ارتفاع بالا شلیک کرد و یک باتری Patriot PAC-3 به عنوان پشتیبان قرار گرفت. رهگیر THAAD به یک کشتار دست یافت، اما این افزونگی به فرماندهان حتی در برابر گلوله هایی که برای اشباع کردن دفاعی طراحی شده بودند، اعتماد به نفس ایجاد کرد.
معادل آمادگی جهانی
با تنها هفت باتری THAAD در موجودی ارتش ایالات متحده، استقرار چهار باتری در خاورمیانه شکاف های قابل توجهی را در جاهای دیگر ایجاد کرد:
- شبه جزیره کره: پوشش THAAD کاهش یافت، با زرادخانه موشکی رو به رشد کره شمالی که نشان دهنده یک تهدید دائمی است
- گوام: افزایش برنامه ریزی شده THAAD برای اولویت دادن به استقرار در خلیج فارس به تاخیر افتاد
- قاره ایالات متحده: دفاع موشکی میهن کاملاً متکی بر سیستم دفاع زمینی Midcourse در آلاسکا و کالیفرنیا است
فرماندهی اقیانوس آرام درباره تخصیص مجدد ابراز نگرانی کرد و فرماندهان مشترک یک برنامه چرخشی برای حفظ حداقل پوشش در هر دو سالن ایجاد کردند.
فشار بر در دسترس بودن THAAD یک نگرانی دیرینه را برجسته کرد: ایالات متحده به سادگی دارایی های دفاع موشکی کافی برای پوشش همزمان همه سالن های بالقوه را ندارد. این درگیری بحث ها در مورد افزایش تولید THAAD از نرخ فعلی تقریباً یک باتری در هر دو سال را تسریع کرد.
تامین رهگیر
هر رهگیر THAAD تقریباً 12 میلیون دلار هزینه دارد و 48 رهگیر سیستم به ازای هر باتری به سرعت در برابر حملات مداوم تخلیه می شود. لاکهید مارتین سالانه تقریباً 48 رهگیر THAAD تولید می کند که به سختی برای بارگیری مجدد یک باتری کافی است. پنتاگون دستورات اضطراری صادر کرد و به لاکهید مارتین اجازه داد تا تولید را تسریع کند، اما افزایش معنیدار تولید 18 تا 24 ماه طول میکشد.
برای حفظ رهگیرها، سنتکام قوانین سختگیرانه درگیری را اجرا کرد: THAAD برای موشکهای بالستیک میانبرد و میانبرد محفوظ بود، در حالی که تهدیدات کوتاهبرد توسط پاتریوت مدیریت میشد. این رویکرد لایهای ارزش دفاعی انبارهای رهگیر محدود را به حداکثر رساند، اما به طبقهبندی دقیق تهدید در چند ثانیه بین شناسایی و درگیری نیاز داشت.
درس هایی برای تعارضات آینده
عملکرد THAAD در Epic Fury چندین دهه سرمایهگذاری در دفاع موشکی بالستیک را تأیید کرد، اما استقرار آن آسیبپذیریهای ساختاری را نیز آشکار کرد. هفت باتری برای یک دنیای دو تئاتر ناکافی است. تولید رهگیر نمی تواند عملیات های با شدت بالا را حفظ کند. و وابستگی سیستم به یک نوع رادار منفرد، آسیبپذیری ایجاد میکند که دشمنان آن را به دقت بررسی خواهند کرد. این درگیری قبلاً درخواست هایی را برای گسترش ناوگان THAAD و توسعه سریع نسل بعدی سیستم های دفاعی مافوق صوت ایجاد کرده است.
یکپارچه سازی متحدان
استقرار THAAD به هماهنگی نزدیک با سیستمهای دفاع هوایی کشور میزبان نیاز داشت. امارات متحده عربی قبلاً از باتری THAAD خود - تنها مشتری خارجی - استفاده می کرد و کنترل آتش خود را با سیستم های ایالات متحده برای تعامل مشترک یکپارچه کرد. باتریهای پاتریوت عربستان سعودی در کنار THAAD تحت یک تصویر ترکیبی پدافند هوایی که از طریق چارچوب یکپارچه دفاع هوایی و موشکی CENTCOM مدیریت میشود، عمل میکنند.
ادغام اسرائیل چالش های منحصر به فردی را به همراه داشت. فرماندهی پدافند هوایی اسرائیل سیستم چندلایه خود را به کار گرفت - Arrow-3 برای رهگیری برون اتمسفر، Arrow-2 برای endoatmospheric فوقانی، David's Sling برای برد متوسط و Iron Dome برای برد کوتاه. تاد شکاف دفاعی اسرائیل در برابر موشکهای بالستیک میانبردی را که از شرق نزدیک میشدند پر کرد و به جای تکرار تواناییهای موجود اسرائیل را تکمیل کرد. به اشتراک گذاری داده ها بین رادار AN/TPY-2 THAAD و رادار Green Pine اسرائیل یک تصویر هشدار اولیه ترکیبی ایجاد کرد که هیچ یک از این سیستم ها نمی توانستند به طور مستقل به دست آورند.
ادغام موفقیتآمیز سامانههای دفاع موشکی ایالات متحده و متحدانش در زیر آتش، یکی از مهمترین دستاوردهای نظامی Epic Fury را نشان میدهد که نشان میدهد سالها تمرینات مشترک و سرمایهگذاریهای قابلیت همکاری، یک قابلیت دفاعی یکپارچه واقعی ایجاد کرده است.