این ناو هواپیمابر قدرتمندترین سیستم تسلیحاتی متعارف ساخته شده باقی می ماند و عملیات Epic Fury نشان داد که چرا نیروی دریایی ایالات متحده ناوگان حامل خود را ضروری می داند. دو گروه حمله ناو هواپیمابر فعال در خلیج فارس و خلیج عمان فرودگاه های مستقل، سکوهای پرتاب موشک و مراکز فرماندهی را فراهم کردند که هیچ دولت خارجی نمی توانست دسترسی به آنها را رد کند.
نیروی مستقر
جزء دریایی CENTCOM برای Epic Fury بر دو گروه حمله ناو متمرکز است:
CSG-2 (USS Dwight D. Eisenhower, CVN-69):
- Carrier Air Wing Three (CVW-3): 4 اسکادران F/A-18E/F، 1 اسکادران EA-18G، E-2D Hawkeyes
- رزمناو کلاس Ticonderoga USS Philippine Sea (CG-58)
- 3 ناوشکن کلاس Arleigh Burke
- کشتی های تدارکات و تدارکات
CSG-9 (USS Theodore Roosevelt, CVN-71):
- Carrier Air Wing Eleven (CVW-11): ترکیبی مشابه با CVW-3
- کاوشگر کلاس Ticonderoga USS Bunker Hill (CG-52)
- 3 ناوشکن کلاس Arleigh Burke
- زیردریایی کلاس ویرجینیا برای حمله و ISR متصل شده است
دو CSG با هم تقریباً 150 هواپیمای جنگی، بیش از 300 موشک کروز تاماهاوک و صدها رهگیر دفاع هوایی SM-2، SM-6 و ESSM را به نبرد آوردند.
تمپوی عملیات هوایی
در طول عملیاتهای اوج، هر ناو هواپیمابر 120+ سورتی پرواز در روز انجام میداد - سرعتی که از زمان عملیات آزادی عراق در سال 2003 ادامه نداشت. F/A-18E/F سوپر هورنتها اکثر مأموریتهای ضربتی را انجام دادند و JDAM، بمبهای با قطر کوچک، و موشکهای JASSM-ER ایرانی را حمل کردند. EA-18G Growlers پوشش جنگ الکترونیکی مستمری را ارائه کرد که رادار و ارتباطات ایران را تخریب کرد.
عملیات پرواز چرخهای نیاز به هماهنگی فوقالعاده داشت. هواپیما هر 90 ثانیه در حین عملیات افزایش پرواز به فضا پرتاب میشود و خدمه عرشه پرواز هواپیما را در فاصله 45 دقیقه بین پروازها - سوختگیری، تجهیز مجدد و انجام تعمیرات - دور میزنند. خدمه عرشه در شیفت های 18 ساعته در دمای بیش از 40 درجه سانتیگراد در عرشه پرواز خلیج کار کردند.
Tomahawk راه اندازی شد
ناوشکنهای کلاس آرلی بورک و رزمناوهای کلاس تیکوندروگا که ناوها را اسکورت میکردند، وظیفه دوگانه داشتند: تأمین دفاع هوایی برای گروه حمله در حین پرتاب موشکهای کروز تاماهاوک به سمت اهداف ایرانی. هر ناوشکن تا 90 سلول Mk 41 VLS را حمل می کند که بخشی از آن با موشک های تاماهاوک پر شده است. در خلال عملیات افتتاحیه، اسکورتهای هر دو CSG حملات هماهنگ TLAM را در کنار زیردریاییهایی که نزدیکتر به سواحل ایران قرار داشتند، انجام دادند.
رزمناوها با باتریهای 122 سلولی VLS خود، بهعنوان هماهنگکنندههای اولیه دفاع هوایی با استفاده از سیستم رزمی Aegis عمل کردند. رادارهای SPY-1D آنها صدها تماس هوایی را به طور همزمان ردیابی کردند و بین هواپیماهای دوستدار، ترافیک تجاری و تهدیدات احتمالی ایران تمایز قائل شدند. هنگامی که ایران موشک های ضد کشتی تلافی جویانه را پرتاب کرد، کشتی های مجهز به Aegis چتر دفاعی را برای محافظت از ناوها فراهم کردند.
تهدید ضد کشتی ایران
قابلیتهای ضد کشتی ایران نشاندهنده جدیترین تهدید دریایی است که نیروی دریایی ایالات متحده در دهههای اخیر با آن روبرو بوده است:
<جدول>CENTCOM ناوها را به جای آبهای محدود خلیج فارس در خلیج عمان قرار داد و فضای مانور بیشتر و فاصله ایستادن بیشتر از دفاع ساحلی ایران را فراهم کرد. عملیات هوایی بر فراز ایران به زمان پرواز طولانیتری نیاز داشت، اما از قرار گرفتن ناوها در معرض تهدید موشکی متراکم ضد کشتی در امتداد سواحل خلیج فارس اجتناب کرد.
Sstainment at Sea
پشتیبانی از دو CSG در عملیاتهای رزمی با شدت بالا مستلزم تلاش گسترده لجستیکی بود. کشتیهای نیروی لجستیک رزمی هر 3 تا 4 روز یکبار عملیات تکمیلی را انجام میدهند و سوخت جت، مهمات، غذا و قطعات یدکی را در کنار ناوها در دریا منتقل میکنند. هر ناو هواپیمابر تقریباً 100000 گالن سوخت هوانوردی در روز در طول عملیات افزایش مصرف میکرد.
تامین مجدد مهمات گلوگاه حیاتی بود. کیتهای JDAM، واحدهای هدایت لیزری Paveway و موشکهای JASSM سریعتر از آنچه زنجیره تأمین میتوانست آنها را تحویل دهد مصرف میشدند. کشتیهای فرماندهی Sealift نظامی مهمات را از انبارهای از پیش تعیین شده در دیگو گارسیا و بحرین جابهجا کردند، اما در هفته دوم عملیات، برخی از انواع سلاحها در سطح بال جیرهبندی شدند.
درسهای معتبر
Epic Fury ارزش این شرکت هواپیمایی را به عنوان یک پایگاه هوایی سیار و مستقل که می تواند بدون اجازه کشور میزبان فعالیت کند، تقویت کرد. هنگامی که سیاست منطقه ای دسترسی به پایگاه های زمینی را پیچیده کرد، ناوهای حمل و نقل بدون وقفه به عملیات خود ادامه دادند. با این حال، این کمپین آسیبپذیریها را نیز برجسته کرد: تهدید موشکی ضد کشتی ایران، ناوهای حامل را مجبور کرد در فواصل دورتر از حد مطلوب عمل کنند، و زنجیره لجستیک تحت عملیاتهای با سرعت بالا تحت فشار قرار گرفت. استدلال نیروی دریایی برای ناوگان 12 حامل شواهد قوی جدیدی در خلیج فارس پیدا کرد.
کمک زیردریایی
در حالی که حاملها بر توجه عمومی تسلط داشتند، نیروی زیردریایی نقشی به همان اندازه حیاتی داشت. زیردریاییهای کلاس ویرجینیا و کلاس لسآنجلس در نزدیکی سواحل ایران عمل میکردند، تاماهاوکها را با کمترین هشدار پرتاب میکردند و ISR را ارائه میدادند که کشتیهای سطحی نمیتوانند به طور ایمن جمعآوری کنند. پنهان کاری زیردریایی ها به آن ها اجازه می داد در آب هایی که برای شناورهای سطحی بسیار خطرناک بودند، عمل کنند، به ویژه در نزدیکی تنگه هرمز، جایی که باتری های موشک های ضد کشتی ایرانی در ساحل قرار داشتند.
زیردریاییهای موشک هدایتشونده کلاس اوهایو (SSGN) که هر کدام 154 موشک تاماهاوک را حمل میکنند، متراکمترین قدرت شلیک تکسکویی را در ناوگان ارائه میکنند. یک SSGN میتوانست بیشتر از یک اسکادران ناوشکن تاماهاوک را تحویل دهد و موقعیت غوطهور آن را در برابر موشکهای زمین به زمین ایرانی آسیبناپذیر میکرد. مشارکت نیروی زیردریایی در عملیات بازگشایی Epic Fury با اندازه خدمه کوچک آن نامتناسب بود و بر ارزش پلت فرم در محیطهای با خطر بالا که در آن عملیات سطحی خطر قابل توجهی را به همراه دارد، تأکید میکند.