هر بمب هدایتشونده دقیقی که به هدف ایرانی اصابت میکند برای راهنمایی به ماهوارههای GPS متکی است. هر رهگیری دفاع موشکی با ماهواره های فروسرخ شروع شد که پرتاب را شناسایی کردند. هر پرواز حمله با استفاده از تصاویر ماهواره ای برنامه ریزی شده بود. عملیات Epic Fury، به معنای واقعی، یک جنگ فضایی بود - و نیروی فضایی ایالات متحده عامل خاموشی در پشت هر حوزه ای از مبارزات بود.
هشدار موشکی: خط اول دفاع
سیستم مادون قرمز مبتنی بر فضایی (SBIRS) اولین هشدار را درباره پرتاب موشک های بالستیک ایران ارائه کرد. ماهواره های SBIRS در مدار ژئوسنکرون (ارتفاع 22236 مایلی) به طور مداوم سطح زمین را برای نشانه های مادون قرمز شدید موتور موشک موشک اسکن می کنند. در عرض چند ثانیه پس از پرتاب شهاب-3 یا عماد، داده های SBIRS به:
- NORAD/USNORTHCOM: برای هشدار استراتژیک و تعیین مشخصات
- CENTCOM: برای هماهنگی دفاع موشکی تئاتر
- باتریهای THAAD و Patriot: برای هدایت رادارهای ردیاب خود به سمت تهدیدهای ورودی
- شریکای ائتلاف: شامل دفاع موشکی اسرائیل از طریق توافقنامههای هشدار اولیه مشترک
ثانیه های هشدار اضافی ارائه شده توسط SBIRS بسیار مهم بود. بدون شناسایی مبتنی بر ماهواره، رادارهای زمینی باید حجم زیادی از آسمان را برای موشک های ورودی جستجو کنند. با استفاده از SBIRS، رادارها میتوانند روی آزیموت و ارتفاع دقیق تهدید تمرکز کنند و زمان اکتساب را بهطور چشمگیری کاهش دهند و احتمال رهگیری موفق را افزایش دهند.
اطلاعات، نظارت، و شناسایی
دفتر ملی شناسایی (NRO) - که تحت نظارت نیروی فضایی فعالیت میکند - مجموعهای از ماهوارههای تصویربرداری طبقهبندیشده را مأمور کرد تا پوشش مستمر خاک ایران را فراهم کنند. این ماهواره ها به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:
ماهواره های الکترواپتیکال (EO) تصاویری با وضوح بسیار بالا در طول موج های مرئی و نزدیک به مادون قرمز ثبت کردند. وضوح کافی برای شناسایی انواع خودروها، شمارش سانتریفیوژها از طریق سقف های آسیب دیده، و ارزیابی آسیب بمب به ساختمان های خاص. محدودیت ها: فقط نور روز، وابسته به آب و هوا.
ماهوارههای رادار دیافراگم مصنوعی (SAR) از رادار برای تصویربرداری از زمین صرف نظر از شرایط آب و هوایی یا نور استفاده میکنند. در حالی که وضوح پایینتر از ماهوارههای EO، SAR پوشش همهآهنگی و روز و شب را برای ردیابی تحرکات نظامی ایران در ماههای ابری زمستان و عملیاتهای شبانه ضروری ارائه میدهد.
این ماهوارهها با هم تصاویر ارزیابی آسیب نبرد را ارائه کردند که CENTCOM برای ارزیابی اثربخشی حمله و برنامهریزی عملیات بعدی استفاده کرد. عبور ماهوارههای پس از حمله از روی فردو، نطنز و سایر اهداف، اولین تأیید بصری سطوح آسیب را فراهم کرد.
GPS: فعال کننده نامرئی
سیستم موقعیت یاب جهانی آنقدر فراگیر است که اهمیت نظامی آن به راحتی قابل چشم پوشی است. در Epic Fury، GPS برای موارد زیر ضروری بود:
- هدایت مهمات دقیق: JDAM، Tomahawks، JASSM، و تقریباً هر سلاح دقیقی از GPS برای ناوبری و هدایت پایانه استفاده میکند
- ناوبری هواپیما: همه هواپیماهای ائتلاف برای موقعیت، ناوبری و زمان به GPS وابسته بودند
- ردیابی نیروی آبی: جلوگیری از برادرکشی با دانستن محل دقیق همه نیروهای دوستانه
- همگام سازی زمان: هماهنگی حملات همزمان در هزاران مایل
ایران تلاش کرد سیگنالهای GPS را از طریق پارهسازی و جعل کاهش دهد — انتقال سیگنالهای جعلی GPS برای گمراه کردن سلاحهای دقیق. پاسخ ایالات متحده شامل ماهوارههای GPS III با سیگنالهای نظامی قویتر و مقاومتر در برابر پارازیت (M-code) و همچنین آنتنهای ضدجمع بر روی پلتفرمهای حیاتی بود. JDAM و Tomahawk همچنین دارای سیستمهای ناوبری اینرسی هستند که میتوانند دقت را برای مدت کوتاهی بدون GPS حفظ کنند و در برابر پارازیتها افزونگی ایجاد کنند.
ارتباطات ماهواره ای
صورت فلکی ماهواره ای SATCOM جهانی باند پهن (WGS) و فرکانس بسیار بالا پیشرفته (AEHF) ستون فقرات ارتباطی را فراهم می کند که مقر CENTCOM در قطر را با هر واحد مستقر مرتبط می کند. ماهوارههای WGS دادههای انبوه را حمل میکردند - فیدهای ویدیویی از پهپادهای نظارتی، تصاویر هدفگیری، دادههای لجستیکی - در حالی که AEHF برای حساسترین ترافیک فرماندهی و کنترل، ارتباطات هستهای و مقاوم در برابر پارگی را ارائه میکرد.
تقاضای پهنای باند در طول Epic Fury از تخمینهای قبل از جنگ فراتر رفت. حجم فیدهای ویدیویی هواپیماهای بدون سرنشین، بارگیری تصاویر ماهوارهای و تبادل دادههای JADC2 ظرفیتهای موجود را در موارد متعدد اشباع میکند و نیروی فضایی را وادار میکند تا منابع ماهوارهای را بهصورت پویا تخصیص دهد و ترافیک را در اولویت قرار دهد. پهنای باند ماهواره ای تجاری از ارائه دهندگان برای افزایش ظرفیت نظامی اجاره داده شد.
آگاهی دامنه فضایی
نیروی فضایی همچنین خود دامنه فضایی را برای تهدید ماهواره های ایالات متحده تحت نظر داشت. در حالی که تواناییهای فضایی ایران محدود است، امکان تداخل روسیه یا چین با ماهوارههای ایالات متحده - چه از طریق پارازیت الکترونیکی، خیرهکننده لیزری یا سلاحهای ضد ماهواره جنبشی - مستلزم هوشیاری مداوم بود. هجدهمین اسکادران دفاع فضایی نیروی فضایی هزاران شیء را در مدار ردیابی کرد و از هرگونه تهدیدی برای صورت فلکی ماهواره ای که Epic Fury به آن وابسته بود آگاه بود.
خطر وابستگی فضا
وابستگی کامل Epic Fury به سیستمهای مبتنی بر فضا، هم قدرت و هم یک آسیبپذیری را نشان میدهد. مزایای ارتش ایالات متحده در حمله دقیق، هشدار موشکی و ارتباطات همه از فضا سرازیر می شود. یک دشمن آینده که بتواند ماهواره های ایالات متحده را تخریب یا نابود کند، می تواند به طور بالقوه بسیاری از قابلیت هایی را که باعث موفقیت Epic Fury شده است، خنثی کند. این واقعیت باعث سرمایهگذاری در معماریهای فضایی انعطافپذیر، تکثیر صورتهای فلکی در مدار پایین زمین، و سیستمهای دفاعی ضد ماهوارهای شده است - و تضمین میکند که مزیت فضایی نشاندادهشده بر ایران در درگیریهای آینده در دسترس باقی بماند.
Epic Fury بدون شک ثابت کرد که قدرت نظامی مدرن آمریکا اساساً به فضا وابسته است. همه حوزههای کمپین - هوا، دریا، زمین و سایبری - بر قابلیتهای فضایی متکی بودند که برای عموم نامرئی اما برای اپراتورها ضروری بود. عملکرد آرام و شایسته نیروی فضایی تصمیم سال 2019 مبنی بر ایجاد یک شاخه خدمات مستقل برای حوزه فضایی را تأیید کرد و بر نیاز به سرمایه گذاری مستمر در صورت فلکی ماهواره ای که برتری نظامی آمریکا را تقویت می کند، تأکید کرد.