گروه فرانسوی شارل دوگل کریر در دریای عرب

Europe ۲۵ دی ۱۴۰۴ 5 دقیقه مطالعه

هنگامی که گروه ضربتی ناو هواپیمابر شارل دوگل از کانال سوئز عبور کرد و ایستگاهی در دریای عرب گرفت، نشان‌دهنده مهم‌ترین استقرار نیروی دریایی اروپا در منطقه در دهه‌های اخیر بود. تنها ناو هواپیمابر فرانسه، با موتور هسته‌ای و حامل مکملی از جنگنده‌های چندمنظوره رافال M، ابعاد منحصربه‌فردی اروپایی را به صحنه درگیری به ارمغان آورد - صحنه‌ای که در کنار اما نه تحت فرمان آمریکا عمل می‌کند.

Task Force 473

شارل دوگل (R91) به تنهایی مستقر نمی شود. این حامل، مرکز گروه ضربت 473، گروه حمله دائمی ناو هواپیمابر فرانسه است که برای این استقرار شامل:

گروه ضربتی نشان دهنده توانمندترین تشکیلات دریایی فرانسه است که قدرت آتش بیشتری نسبت به کل نیروی دریایی بیشتر کشورها دارد. استقرار آن در دریای عرب مستلزم کنار کشیدن ناو از سایر تعهدات، از جمله گشت دریایی ناتو و بازدارندگی دریای مدیترانه بود - تصمیمی که بر اهمیت استراتژیک پاریس برای بحران خلیج فارس تاکید می کند.

فاکتور رافال

جنگنده دریایی Rafale M اولین سلاح تهاجمی گروه ضربتی است. این هواپیمای رزمی همه‌منظوره - اصطلاح داسو برای جنگنده‌ای که برای انجام هر مأموریت جنگی به طور همزمان طراحی شده است - می‌تواند در یک پرواز واحد بین نقش‌های برتری هوایی، حمله، شناسایی و ضد کشتی جابه‌جا شود.

برای استقرار در دریای عرب، بال هوایی Rafale M با این موارد پیکربندی شده است:

Rafale M قابلیت‌های رزمی خود را در لیبی (2011)، عراق/سوریه (2014 تا کنون) و عملیات‌های مختلف آفریقایی ثابت کرده است. خلبانان ناوگان 12F و 17F نیروی دریایی فرانسه از مجرب ترین هوانوردان ناو هواپیمابر خارج از نیروی دریایی ایالات متحده هستند.

خودمختاری استراتژیک فرانسه

استقرار در دریای عرب فرانسه مظهر رویکرد فرانسوی متمایز به مداخله نظامی است: حال، توانا و عمداً مستقل. برخلاف بریتانیا که در چارچوب یک ساختار فرماندهی ائتلاف یکپارچه عمل می کند، فرانسه اقتدار عملیاتی ملی را بر نیروهای خود حفظ می کند. شارل دوگل از منطقه گشت زنی خود عمل می کند، با CENTCOM ایالات متحده هماهنگ است اما تابع آن نیست، و پاریس اختیار هدف گیری مستقل را حفظ می کند.

این استقلال نشان‌دهنده دکترین دیرینه استقلال استراتژیک فرانسه است - این اصل که نیروهای فرانسوی باید بتوانند بدون وابستگی به ساختارهای فرماندهی متحد عمل کنند. رئیس‌جمهور مکرون اجازه استقرار این نیروها را تحت اقتدار ملی فرانسه، با قوانین تعامل توسط رئیس ستاد دفاع فرانسه به جای یک فرمانده ائتلاف، صادر کرد.

در عمل، این بدان معناست که گروه حامل الگوی گشت‌زنی خود را در دریای عرب انجام می‌دهد، مأموریت‌های شناسایی خود را انجام می‌دهد، و اطلاعاتی را با شرکای ائتلاف با شرایط فرانسوی به اشتراک می‌گذارد. جنگنده‌های رافال M در مأموریت‌های ضربتی علیه خاک ایران شرکت نکرده‌اند، اگرچه گشت‌زنی‌های دفاعی ضد هوایی و عملیات نظارت دریایی انجام داده‌اند که مستقیماً از تصویر عملیاتی ائتلاف پشتیبانی می‌کند.

عملیات دریای عرب

ماموریت های اصلی گروه حامل در دریای عرب عبارتند از:

امنیت دریایی: جنگنده‌های رافال M و هواپیمای حامل E-2C Hawkeye یک تصویر نظارت هوایی مداوم را در خلیج عمان و نزدیک شدن به تنگه هرمز حفظ می‌کنند. این نظارت، تحرکات نیروی دریایی ایران را شناسایی می‌کند، کشتی‌های تجاری را رصد می‌کند و هشدارهای اولیه درباره تهدیدات احتمالی برای کشتی‌های فرانسوی و متحدانش ارائه می‌دهد.

جنگ ضد زیردریایی: زیردریایی‌های کلاس Suffren و ناوچه‌های FREMM گشت‌زنی‌های ASW را برای شناسایی و ردیابی فعالیت زیردریایی‌های ایران، به‌ویژه زیردریایی‌های دیزل‌الکتریک کلاس کیلو که تهدیدی برای کشتی‌های تجاری در خلیج عمان هستند انجام می‌دهند.

علامت بازدارندگی: حضور قابل مشاهده یک ناو هواپیمابر هسته‌ای نشان می‌دهد که کشورهای اروپایی، نه فقط ایالات متحده، توانایی و تمایل به نمایش قدرت در منطقه را دارند. برای ایران، این تعداد دشمنان بالقوه را چندین برابر می کند و برنامه ریزی نظامی را پیچیده می کند.

آمادگی تخلیه: با بیش از 10000 تبعه فرانسوی که در کشورهای خلیج زندگی می‌کنند، گروه حامل قابلیت آماده‌باش را برای عملیات تخلیه غیر جنگی در صورت تشدید درگیری و تهدید جوامع خارج‌نشین فراهم می‌کند.

قابلیت همکاری با نیروهای ایالات متحده

با وجود اصرار فرانسه بر استقلال عملیاتی، قابلیت همکاری با نیروی دریایی ایالات متحده گسترده و به خوبی تمرین شده است. شرکت‌های هواپیمایی فرانسوی و آمریکایی برای دهه‌ها عملیات مشترک انجام داده‌اند و سیستم‌های آنها تا حد زیادی با هم سازگار هستند. هواپیماهای نیروی دریایی ایالات متحده از شارل دوگل و بالعکس عمل کرده اند. پیوندهای داده، پروتکل‌های ارتباطی، و روش‌های سوخت‌گیری استاندارد شده‌اند.

در طول استقرار فعلی، داده‌های فرانسوی E-2C Hawkeye مستقیماً به تصویر عملیاتی مشترک ائتلاف وارد می‌شود. جنگنده های Rafale M در گشت زنی هوایی رزمی هماهنگ در کنار F/A-18 Super Hornets نیروی دریایی ایالات متحده شرکت می کنند. و اسکورت‌های گروه حامل به نمایشگرهای ضد زیردریایی و جنگ سطحی ائتلاف کمک می‌کنند.

پروژه برق اروپا

استقرار شارل دوگل یک سوال اساسی را در مورد توانایی نظامی اروپا مطرح می کند: آیا اروپا می تواند قدرت فرافکنی معناداری را در خارج از مرزهای خود حفظ کند؟ فرانسه تنها کشور اروپایی است که یک ناو هواپیمابر مجهز به منجنیق قادر به کار با هواپیماهای جنگی تمام طیف است. ناوهای حامل کلاس ملکه الیزابت بریتانیا، اگرچه بزرگتر هستند، از F-35B کوچکتر استفاده می کنند و مشکلات در دسترس بودن داشته اند.

این استقرار بخش قابل توجهی از ظرفیت دریایی فرانسه را مصرف کرده است. با شارل دوگل در دریای عرب، فرانسه حضور خود در مدیترانه را کاهش داده و تعمیر و نگهداری برنامه‌ریزی‌شده مورد نیاز این شرکت را به تعویق انداخته است. تداوم استقرار بیش از شش ماه به انتخاب‌های دشواری در مورد جایی که نیروی دریایی فرانسه بیشتر مورد نیاز است نیاز دارد.

برای برنامه ریزان دفاعی اروپایی، استقرار دریای عرب هم نمایشی از توانایی و هم یادآور محدودیت های آن است. فرانسه می تواند قدرت را به نمایش بگذارد، اما نمی تواند آن را به طور نامحدود با یک حامل واحد حفظ کند. درس آینده دفاعی اروپا واضح است: اگر این قاره بخواهد یک بازیگر جدی نظامی فراتر از مرزهای خود باشد، به بدنه‌های بیشتر، هواپیماهای بیشتر و اراده سیاسی بیشتری برای استفاده از آنها نیاز دارد.

سوالات متداول

ناو هواپیمابر شارل دوگل چیست؟

شارل دوگل (R91) تنها ناو هواپیمابر فرانسه و تنها ناو هسته‌ای خارج از نیروی دریایی ایالات متحده است. این هواپیما 42000 تن را جابجا می کند، تا 40 هواپیما از جمله جنگنده های Rafale M را حمل می کند و پرچمدار نیروی دریایی فرانسه Task Force 473 است.

چند جنگنده رافال حمل می کند؟

شارل دوگل معمولاً با 24 تا 30 جنگنده چند منظوره رافال M به اضافه 2-3 هواپیمای هشدار اولیه هوابرد E-2C Hawkeye مستقر می شود. Rafale M می تواند موشک های کروز SCALP-EG (نسخه فرانسوی Storm Shadow)، بمب های دقیق AASM و موشک های ضد کشتی Exocet را حمل کند.

آیا فرانسه بخشی از ائتلاف علیه ایران است؟

فرانسه به طور رسمی به ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده برای عملیات ضربتی نپیوسته است. با این حال، این گروه حامل امنیت دریایی، جمع آوری اطلاعات و دفاع هوایی در دریای عرب را تامین می کند. فرانسه اقتدار عملیاتی مستقلی را حفظ می کند و خود را به عنوان درگیر اما نه تابع فرماندهی ایالات متحده می داند.

چرا فرانسه ناو خود را مستقر کرد؟

فرانسه منافع مستقیمی در امنیت خلیج فارس از جمله واردات انرژی، حفاظت از اتباع فرانسوی در منطقه، حفظ نفوذ در مناطق تحت فرمان قبلی، و نشان دادن اینکه کشورهای اروپایی می توانند مستقل از ایالات متحده قدرت نظامی خود را به نمایش بگذارند، دارد.

موضوعات اطلاعاتی مرتبط

F-35I Adir Profile CIA Operations Profile US CENTCOM Profile Nuclear Breakout Timeline Hormuz Blockade Economic Impact Shipping Insurance Crisis
FranceCharles de GaullecarrierRafaleArabian SeaEuropepower projection