وقتی موشکهای کروز آمریکایی به اهداف ایرانی اصابت کرد، موشکهای بریتانیایی طوفان سایه نیز در کنار آنها اصابت کرد. هنگامی که ناوهای نیروی دریایی ایالات متحده عملیات پروازی را در دریای عرب انجام می دهند، ناوشکن های نیروی دریایی سلطنتی نوع 45 صفحه دفاع هوایی خود را ارائه می دهند. هنگامی که تحلیلگران NSA رهگیری های ارتباطی ایران را پردازش می کنند، همتایان GCHQ سیگنال های مشابهی را از میزهای مجاور دریافت می کنند. مناقشه ایران و آمریکا به آخرین - و شاید پیامدترین - آزمون "روابط ویژه" تبدیل شده است که بیش از هشتاد سال است که عملیات نظامی بریتانیا و آمریکا را به هم پیوند داده است.
عمق ادغام
روابط دفاعی بریتانیا و ایالات متحده در سطحی از یکپارچگی عمل می کند که در بین متحدان منحصر به فرد است. این صرفاً یک اتحاد راحت نیست - این یک تلفیقی ساختاری از قابلیتهای نظامی است که در طول دههها عملیات مشترک، انتقال فناوری و در هم تنیدگی نهادی ایجاد شده است:
- سلاحهای هستهای — موشکهای بالستیک زیردریایی ترایدنت بریتانیا از موشکهای D5 ساخت آمریکا بر اساس یک توافق دوجانبه استفاده میکنند که بازدارندگی هستهای بریتانیا را به فناوری ایالات متحده وابسته میکند
- اطلاعات — شراکت Five Eyes (ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا، نیوزلند) عمیقترین ترتیبات اشتراکگذاری اطلاعاتی را بین هر کشوری فراهم میکند، با GCHQ و NSA که بهعنوان پسوند عملکردی یکدیگر عمل میکنند
- افسران مبادله — افسران بریتانیایی در واحدهای نظامی ایالات متحده در هر سطحی از گردان گرفته تا فرماندهی جنگی و بالعکس خدمت می کنند و روابط شخصی و دانش نهادی ایجاد می کنند که فراتر از ساختارهای اتحاد رسمی است
- قابلیت همکاری تجهیزات — نیروهای بریتانیا و آمریکا از ارتباطات سازگار، پیوندهای داده و سیستمهای لجستیکی استفاده میکنند که عملیات ترکیبی یکپارچه را امکانپذیر میسازد
- نیروهای ویژه — تیمهای SAS و Delta Force، SBS و SEAL عملیات ترکیبی را با ادغام چنان عمیق انجام میدهند که ترکیب گروه ضربت طبقهبندی میشود
این ادغام به این معنی است که وقتی ایالات متحده وارد جنگ می شود، بریتانیا به سادگی به عنوان یک متحد به آن ملحق نمی شود - بلکه سیستم ها و روابطی را فعال می کند که قبلاً برای عملیات های ترکیبی به هم متصل شده اند.
هوش: جواهر تاج
ارزشمندترین کمک بریتانیا به کمپین ایران ممکن است از کابین خلبان یک تایفون قابل مشاهده نباشد، بلکه از طبقه عملیاتی GCHQ در چلتنهام و مقر سرویس اطلاعات مخفی (MI6) در واکسهال کراس قابل مشاهده باشد.
قابلیتهای اطلاعاتی سیگنالهای GCHQ در خاورمیانه گسترده است که بر اساس دههها حضور بریتانیا در منطقه ساخته شده و توسط ایستگاههای شنود در قبرس (RAF Akrotiri)، عمان (تاسیسات مرتبط با بود) و دیگو گارسیا در اقیانوس هند تقویت شده است. این ایستگاهها ارتباطات نظامی ایران، ترافیک دیپلماتیک و انتشارات الکترونیکی را که مستقیماً به ارزیابیهای اطلاعاتی و هدفگیری ائتلاف وارد میشود، رهگیری میکنند.
MI6 شبکههای اطلاعاتی انسانی را در ایران و در سراسر خاورمیانه حفظ میکند که بینشی درباره تصمیمگیری رژیم، نیات نظامی و پویاییهای سیاسی داخلی ارائه میدهد. در حالی که جزئیات به دقت محافظت می شود، اطلاعات انسانی بریتانیا از نظر تاریخی توسط شرکای آمریکایی به دلیل عمق آن در مناطقی که پوشش سیا محدودیت هایی دارد، ارزش گذاری شده است.
چارچوب Five Eyes تضمین میکند که این اطلاعات در زمان تقریباً واقعی به مشتریان آمریکایی منتقل میشود. تحلیلگران در GCHQ و NSA روی پلتفرمهای مشترک کار میکنند، به پایگاههای اطلاعاتی مشترک دسترسی دارند و ارزیابیهای مشترکی تولید میکنند که مرز بین محصولات اطلاعات ملی را محو میکند. برای کمپین ایران، این بدان معناست که تواناییهای اطلاعاتی بریتانیا به طور موثر ظرفیت جمعآوری آمریکا را با حداقل هزینه اضافی چند برابر میکند.
عملیات رزمی
نیروهای رزمی بریتانیا در تئاتر ایران تحت ساختار گروه ضربت مشترک ترکیبی عمل می کنند که فرماندهی بریتانیا و ایالات متحده را در هر سطحی یکپارچه می کند. کمک های اصلی جنگی بریتانیا عبارتند از:
قدرت هوایی: جنگندههای RAF Typhoon FGR.4 مأموریتهای ضربتی را با استفاده از موشکهای کروز Storm Shadow علیه اهداف سختشده ایرانی، بمبهای دقیق Paveway IV علیه اهداف تاکتیکی و موشکهای بریمستون علیه اهداف متحرک انجام میدهند. تانکرهای بریتانیایی وویجر برد هواپیماهای RAF و USAF را گسترش می دهند و E-7 Wedgetail مدیریت نبرد هوایی را ارائه می دهد.
قدرت نیروی دریایی: ناوشکنهای نیروی دریایی سلطنتی نوع 45 - که از جمله توانمندترین ناوهای جنگی دفاع هوایی جهان محسوب میشوند - برای گروههای حمله ناو آمریکایی اسکورت میکنند و سیستم موشکی Sea Viper آنها در برابر موشکهای ضد کشتی و پهپادهای ایرانی دفاع میکنند. ناوچه های نوع 23 به گشت زنی ضد زیردریایی در خلیج عمان کمک می کنند.
عملیات ویژه: نیروهای ویژه بریتانیا که تحت عمیقترین طبقهبندی عمل میکنند، مأموریتهایی را انجام میدهند که تنها در گستردهترین شرایط مورد تایید قرار گرفتهاند. سابقه تاریخی عراق و افغانستان نشان می دهد که این نیروها در جمع آوری اطلاعات، اقدام مستقیم علیه اهداف با ارزش و حمایت از جنبش های مقاومت بومی مشارکت دارند.
پویایی سیاسی
برای دولت بریتانیا، مشارکت در کمپین ایران ریسک سیاسی قابل توجهی دارد. سایه جنگ عراق - به ویژه اطلاعات ناقص در مورد سلاح های کشتار جمعی که منجر به یک ماجراجویی نظامی تفرقه انگیز و در نهایت بی اعتبار شد - بر تمامی تعهدات نظامی بریتانیا در خاورمیانه سایه افکنده است.
دولت به دنبال مدیریت این خطر از طریق مکانیسمهای متعددی بوده است. ارزیابیهای اطلاعاتی تابع فرآیندهای بازبینی کمیته اطلاعاتی مشترک است که پس از تحقیق چیلکوت در عراق اصلاح شده است. مجوز قانونی به دقت ایجاد شده است و دادستان کل توصیه های رسمی مبنی بر قانونی بودن اقدام نظامی بر اساس قوانین بین المللی ارائه می دهد. جلسات توجیهی مجلس، در حالی که رای الزام آور نیست، پوشش سیاسی می دهد.
افکار عمومی همچنان اختلاف نظر دارد اما در حال تغییر است. حمایت اولیه از اقدام نظامی - ناشی از نگرانی در مورد جاه طلبی های هسته ای ایران و همبستگی با متحد آمریکا - با ادامه درگیری بدون راه حل روشن، کاهش یافته است. احزاب اپوزیسیون خواستار نظارت بیشتر پارلمانی و استراتژی خروج مشخص شدهاند و انتقاداتی را که در طول مبارزات انتخاباتی عراق و افغانستان پیشبینی شده بود، تکرار میکنند.
هزینه مشارکت
مشارکت بریتانیا در کمپین ایران هزینههای مشخصی را بر تأسیسات دفاعی تحمیل میکند که قبلاً ضعیف شدهاند:
- کاهش مهمات — موجودی موشک Storm Shadow محدود است و تولید به پایان رسیده است و هر موشک مورد استفاده در ایران برای سایر موارد احتمالی در دسترس نیست
- در دسترس بودن نیرو — اسکادران های تایفون مستقر در خلیج فارس برای هشدار واکنش سریع ناتو، پلیس هوایی بالتیک و سایر تعهدات دائمی در دسترس نیستند
- کشت دریایی — ناوشکنهای نوع 45 در خلیج فارس نمیتوانند به طور همزمان وظایف گروه دریایی ناتو را در اقیانوس اطلس شمالی و مدیترانه انجام دهند
- سرعت پرسنل - استقرار طولانی مدت نیروی کار ارتش را تحت فشار قرار میدهد که در حال حاضر پایینتر از اهداف استخدام است و مشکلات حفظ را تسریع میکند
- بار مالی — هزینه های عملیاتی از بودجه دفاعی پایه فراتر رفته و به بودجه تکمیلی خزانه داری نیاز دارد که با اولویت های مخارج داخلی رقابت می کند
چرا بریتانیا ظاهر می شود
با وجود این هزینهها، مشارکت بریتانیا منعکسکننده یک محاسبات استراتژیک است که برای دههها سیاست خارجی بریتانیا را هدایت کرده است: روابط ویژه با ایالات متحده مهمترین دارایی استراتژیک بریتانیا است، و باید از طریق تمایل نشان داده شده برای به اشتراک گذاشتن ریسک نظامی حفظ شود.
برنامه ریزان دفاعی بریتانیا از این دریچه به کارزار ایران می نگرند. هر پرواز RAF، هر محصول اطلاعاتی به اشتراک گذاشته شده، هر عملیات نیروهای ویژه که در کنار همتایان آمریکایی انجام میشود، رابطهای را تقویت میکند که بازده محسوسی را به همراه دارد: دسترسی به فناوری نظامی آمریکا، اشتراکگذاری اطلاعاتی که تواناییهای بریتانیا را چند برابر میکند، پشتیبانی بازدارنده هستهای، و وزن دیپلماتیکی که از مطمئنترین متحد واشنگتن ناشی میشود.
جایگزین - امتناع از مشارکت در حالی که سایر کشورها در حال پیشرفت هستند - به این رابطه آسیب میرساند که ترمیم آن دههها طول میکشد. همانطور که یکی از مقامات بلندپایه بریتانیایی گزارش میدهد، "ما میتوانیم هزینه حضور در این مبارزه را بپردازیم. ما نمیتوانیم از عهده هزینههای کنارهگیری برآییم."
اینکه آیا این محاسبه درست است یا نه بستگی به نتایجی دارد که نامشخص باقی می مانند. اما در حال حاضر، نیروهای بریتانیایی به پرواز، جنگ و به اشتراک گذاری اطلاعات در کنار شرکای آمریکایی خود در خطرناک ترین تئاتر جهان ادامه می دهند - حفظ رابطه ویژه ای که در آتش سوزی های جنگ جهانی دوم شکل گرفت و بار دیگر در آتش یک درگیری جدید آزمایش شد.