حملات ائتلاف علیه ایران فقط خاورمیانه را تغییر نمیدهد، بلکه در معماری امنیتی هند و اقیانوس آرام موجی از شوک وارد میکند. از توکیو تا کانبرا، از دهلی تا جاکارتا، هر پایتخت در آسیا در حال ارزیابی مجدد مفروضات استراتژیک خود است. این درگیری محدودیت های قدرت ایالات متحده را آشکار کرده است، تعهدات اتحاد را آزمایش کرده و فرصت هایی را ایجاد کرده است که هم متحدان و هم دشمنان در حال رقابت برای بهره برداری هستند.
معضل دو تئاتر
محور ارتش ایالات متحده در مناقشه ایران مستلزم استقرار مجدد نیروی قابل توجهی از اقیانوس آرام است. در اوج عملیات، دو گروه حمله ناو هواپیمابر، چندین گروه ضربت بمب افکن و هزاران پرسنل به CENTCOM هدایت شدند. در حالی که ناوگان اقیانوس آرام ایالات متحده توانایی قابل توجهی دارد، کاهش قابل مشاهده حضور روزانه در پکن، پیونگ یانگ یا پایتخت های متحدان بی توجه نبوده است.
این همان "مشکل دو تئاتر" است که برنامه ریزان پنتاگون ده ها سال در مورد آن بحث کرده اند. استراتژی دفاع ملی 2018 به صراحت اعلام کرد که ایالات متحده رقابت قدرت های بزرگ در اقیانوس هند و اقیانوس آرام را در اولویت قرار می دهد. مناقشه ایران این اولویت بندی را در عمل آزمایش می کند. اعتماد متفقین به بازدارندگی گسترده ایالات متحده نه تنها به توانایی بلکه به در دسترس بودن درک شده بستگی دارد - و این تصور که آمریکا بین دو تئاتر کشیده شده است، خود یک خطر استراتژیک است.
تعدیل مجدد اتحاد
همه اتحادهای ایالات متحده در آسیا در حال تطبیق با واقعیت جدید هستند:
- ژاپن: تسریع هزینههای دفاعی به سمت هدف تولید ناخالص داخلی ۲ درصد، گسترش قابلیتهای ضد حمله و تعمیق یکپارچگی با ساختارهای فرماندهی ایالات متحده. توکیو مناقشه ایران را تاییدی بر تلاش های عادی سازی امنیتی خود می داند
- استرالیا: جدول زمانی زیردریایی AUKUS فوریت پیدا کرده است. کانبرا هواپیماهای گشت دریایی P-8 Poseidon را در منطقه خلیج فارس مستقر کرده و همزمان حضور خود را در اقیانوس آرام گسترش می دهد. این درگیری تعهد استرالیا به دستیابی به حملات دوربرد را تقویت کرده است
- کره جنوبی: ایجاد تعادل بین فرصتهای صادرات دفاعی با نگرانی در مورد بهرهبرداری از کره شمالی. سئول از طریق چارچوب سه جانبه ای که در سال 2023 ایجاد شد، اشتراک اطلاعات با ایالات متحده و ژاپن را افزایش داده است
- فیلیپین: دسترسی به پایگاه توافقنامه همکاری دفاعی پیشرفته (EDCA) اهمیت جدیدی پیدا کرده است زیرا ایالات متحده به دنبال گزینههای وضعیت نیروی توزیع شده است که آسیبپذیری در برابر تمرکز را در چند پایگاه بزرگ کاهش میدهد
محاسبات استراتژیک هند
هیچ کشور هندو-اقیانوس آرام با محاسبه پیچیده تر از هند روبرو نیست. دهلی روابط قابل توجهی با ایران و ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده دارد و درگیری باعث انتخاب های دردناکی می شود. منافع استراتژیک هند عبارتند از:
روابط ایران: هند سرمایه گذاری زیادی در بندر چابهار ایران به عنوان جایگزینی برای مسیرهای تحت کنترل پاکستان به افغانستان و آسیای مرکزی انجام داده است. پیوندهای فرهنگی و تمدنی عمیق است. هند از لحاظ تاریخی یکی از بزرگترین مشتریان نفت ایران بود، قبل از اینکه فشار تحریم های آمریکا باعث کاهش خرید شود.
مشارکت ایالات متحده: روابط دفاعی ایالات متحده و هند از طریق همکاری چهارگانه، توافقنامههای فناوری دفاعی و نگرانی مشترک در مورد چین عمیقتر شده است. هند نمی تواند این مسیر را با ظاهر شدن به حمایت از ایران به خطر بیندازد.
راه حل دهلی ابهام استراتژیک بوده است - ممتنع از آرای سازمان ملل، بیانیه های دقیقی که خواستار "خودداری از سوی همه طرف ها" شده است، بی سر و صدا خرید نفت از ایران را به تولیدکنندگان عرب خلیج فارس منحرف می کند، در حالی که تماس های دیپلماتیک پشت کانال با تهران را حفظ می کند. این عمل متعادل کننده هیچ کس را به طور کامل راضی نمی کند اما انعطاف پذیری هند را حفظ می کند.فرصت طلبی دقیق چین
پاسخ پکن به مناقشه ایران محاسبه شده است. چین به طور علنی این حملات را محکوم کرده و خود را به عنوان مدافع حاکمیت و عدم مداخله معرفی کرده است. از نظر دیپلماتیک، چین از نقش خود به عنوان حامی اقتصادی ایران استفاده کرده است تا خود را به عنوان یک میانجی بالقوه معرفی کند - که بازتاب میانجیگری خود برای نزدیکی عربستان و ایران در سال 2023 است.
از نظر نظامی، PLA سرعت فعالیت خود را در اطراف تایوان و دریای چین جنوبی حفظ کرده است. تهاجمات مناطق شناسایی پدافند هوایی با نرخی مطابق با الگوهای پیش از درگیری ادامه یافته است. تحلیلگران بحث می کنند که آیا این نشان دهنده محدودیت است (تصمیم پکن در دوره حواس پرتی ایالات متحده تشدید نشود) یا صرفاً ادامه یک ریتم عملیاتی از پیش تعیین شده است.
اقدامات مهمتر چین اقتصادی و دیپلماتیک است. پکن روابط انرژی خود را با کشورهای عربی خلیج فارس که نگران تشدید درگیری هستند، گسترش داده است، از کشورهای آسه آن که از یکجانبه گرایی ایالات متحده ناراحت هستند، حمایت دیپلماتیک ارائه کرده است، و یوان را به عنوان ارز جایگزین برای حل و فصل کشورهایی که نگران خطر تحریم های دلاری هستند، قرار داده است.
موقعیت ناراحت کننده آسه آن
کشورهای آسیای جنوب شرقی که از طریق آسه آن سازماندهی شده اند، خود را بین فشارهای رقابتی گرفتار می بینند. سنگاپور بی سر و صدا از عملیات ائتلاف از طریق دسترسی لجستیک پشتیبانی می کند. اندونزی و مالزی به عنوان کشورهایی با اکثریت مسلمان با فشار داخلی برای مخالفت با حملات به ایران مواجه هستند. ویتنام و فیلیپین که بر قاطعیت دریایی چین متمرکز شده اند، می خواهند روابط مستحکم با ایالات متحده را حفظ کنند اما از کشیده شدن به درگیری های خاورمیانه اجتناب کنند.
این درگیری ترجیحات آسه آن را برای محافظت از همسویی تقویت کرده است - استراتژی ای که واشنگتن را ناامید می کند اما نشان دهنده پیچیدگی واقعی حرکت در اقیانوس هند-پاسیفیک چند قطبی است که در آن هیچ قدرتی نمی تواند نظم منطقه ای را تضمین کند.
نگاه به جلو
پایدارترین تأثیر درگیری با ایران در اقیانوس آرام ممکن است تسریع قابلیتهای دفاعی بومی در سراسر منطقه باشد. موشک های ضد حمله ژاپن، زیردریایی های AUKUS استرالیا، ناوگان دریایی در حال گسترش هند و صادرات دفاعی کره جنوبی، همگی نشان دهنده روندی به سوی کاهش وابستگی به چتر امنیتی ایالات متحده هستند. این درگیری اتحادهای آمریکا را در آسیا شکسته است - اما هر متحدی را متقاعد کرده است که آنها به توانایی بیشتری از خودشان نیاز دارند. این تغییر، زمانی که انجام شود، مدتها پس از اصابت آخرین موشک به ایران، شکل هند و اقیانوس آرام را تغییر خواهد داد.