جنگ روسیه و اوکراین که در فوریه 2022 آغاز شد، به بزرگترین آزمایشگاه برای جنگ مدرن از زمان جنگ های خلیج فارس تبدیل شد. در زمان تشدید درگیری آمریکا، اسرائیل و ایران در سال 2025، سه سال نبرد با شدت بالا در اوکراین مجموعه عظیمی از درسهای تاکتیکی و استراتژیک را به همراه داشت. هر دو طرف درگیری با ایران - ائتلاف به رهبری ایالات متحده و محور ایران - این درس ها را اغلب در زمان واقعی مطالعه و به کار گرفتند. روسیه به عنوان یک مجرای حیاتی عمل کرد و تجربیات جنگی را که به سختی به دست آمده بود به تهران منتقل کرد.
انقلاب هواپیماهای بدون سرنشین: از اوکراین تا خاورمیانه
اوکراین جنگ هواپیماهای بدون سرنشین را از یک قابلیت خاص به ستون مرکزی نبرد مدرن تبدیل کرد. آنچه که با پرتاب نارنجکهای کوادکوپترهای تجاری آغاز شد، به اکوسیستم پیچیدهای از پهپادهای تهاجمی با دید اول شخص (FPV)، مهمات حمله یک طرفه دوربرد، پهپادهای شناسایی و اقدامات متقابل جنگ الکترونیک تبدیل شد. تا سال 2025، روسیه و اوکراین هر دو هزاران هواپیمای بدون سرنشین تولید میکردند و هر ماه از دست میدادند.
ایران از نزدیک درگیر این انقلاب بود. پهپاد تهاجمی یک طرفه شاهد-136 به یکی از مهم ترین سلاح های روسیه علیه زیرساخت های اوکراین تبدیل شد. در ازای آن، ایران چیزی به دست آورد که با پول نمی توانست بخرد: داده های واقعی عملکرد رزمی علیه سیستم های دفاع هوایی غربی. مهندسان ایرانی در مورد:
بازخورد دریافت کردند- تشخیص کدام ارتفاع پرواز و بردارهای نزدیک برای رادارهای غربی سخت تر بود
- چگونه تاکتیک های دسته جمعی 10-30 پهپاد به طور همزمان می توانند سیستم های دفاع نقطه ای را اشباع کنند
- اثربخشی هدایت مادون قرمز در مقابل رادار در رویکرد ترمینال
- اقدامات متقابل الکترونیکی که سیستمهای غربی علیه ناوبری هواپیماهای بدون سرنشین استفاده میکنند
- نقاط ضعف ساختاری ناشی از رهگیری های نزدیک و آسیب تکه تکه شدن
این دادهها مستقیماً به انواع شاهد ارتقا یافتهای که برای نیروهای حوثی، حزبالله و واحدهای نظامی ایران ارائه میشد، سرازیر شد. پهپادهایی که در سالهای 2025 تا 2026 به کشتیهای دریای سرخ حمله کردند و تأسیسات اسرائیلی را هدف قرار دادند، تغییراتی را در خود جای دادند که از هزاران پرواز جنگی بر فراز اوکراین به وجود آمدند.
تله عدم تقارن هزینه
شاید مهم ترین درس از اوکراین اقتصاد ویرانگر سلاح های تهاجمی ارزان در مقابل رهگیرهای دفاعی گران قیمت باشد. در اوکراین، یک پهپاد شاهد به قیمت 20000 تا 50000 دلار برای سرنگونی به یک موشک رهگیر عرضه شده توسط غرب با هزینه 500000 تا 2000000 دلار نیاز داشت. این ضرر 10 تا 100 برابری هزینه به این معنی است که حتی یک کشور ثروتمند می تواند در نهایت ذخایر رهگیر خود را تمام کند اگر مهاجم نرخ تولید کافی مهمات ارزان قیمت را حفظ کند.
این درس مستقیماً در مناقشه ایران آشکار شد:
- حملات ضد کشتی حوثیها — هواپیماهای بدون سرنشین و موشکهای ارزان، کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده را وادار به هزینه موشکهای SM-2 و SM-6 به ارزش هر کدام 2 تا 4 میلیون دلار کردند، در حالی که USS Carney به تنهایی بیش از 100 رهگیر را در یک استقرار مصرف میکند
- حملات اشباع ایران — ایران به طور همزمان مجموعهای از موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها را پرتاب کرد و مدافعان را مجبور به مقابله با هر تهدیدی کرد و به سرعت ذخایر رهگیرها را تخلیه کرد
- رگبارهای موشکی حزب الله — حتی پس از تخریب زرادخانه حزب الله در سال 2024، باقیمانده راکت های ارزان قیمت می تواند باتری های Iron Dome که رهگیرهای تامیر هر کدام 50000 تا 100000 دلار قیمت دارند را از بین ببرد
جنگ الکترونیک: میدان نبرد نامرئی
اوکراین به میدان آزمایشی برای جنگ الکترونیک در مقیاسی تبدیل شد که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون دیده نشده بود. هر دو طرف سیگنالهای جیپیاس را مختل کردند، لینکهای کنترل پهپاد را مختل کردند، برگشتهای راداری را جعل کردند و از سیستمهای انرژی هدایتشده علیه مهمات ورودی استفاده کردند. تا سال 2025، جنگ الکترونیک به اندازه سلاح های جنبشی در تعیین نتایج میدان نبرد مهم شده بود.
روسیه درسها و فناوریهای مهم EW را به ایران منتقل کرد:
- مناطق انکار GPS — سامانههای روسی Pol-21 و Krasukha نشان دادند که سلاحهای هدایت شونده با GPS میتوانند در مناطق وسیع بیاثر شوند. ایران پارازیت های تدارکاتی روسیه را در اطراف تاسیسات هسته ای و تاسیسات نظامی مستقر کرد.
- اقدامات متقابل پهپاد — روسیه سیستمهای EW سوار بر وسیله نقلیه را توسعه داده است که میتواند پهپادها را در بردهای چند کیلومتری غیرفعال کند. ایران اینها را برای دفاع از زیرساخت های حیاتی تطبیق داده است.
- هشدار و فریب راداری — تجربه روسیه با موشکهای ضد تشعشع اوکراینی، تاکتیکهای ایران را برای حفاظت از رادارهای S-300، از جمله دکوها و تمرینهای جابهجایی سریع، نشان میدهد.
- اختلال در ارتباط — تکنیکهای روسی برای تخریب شبکههای فرماندهی و کنترل دشمن با واحدهای جنگ سایبری ایران به اشتراک گذاشته شد.
جنگ فرسایشی و ظرفیت صنعتی
اوکراین این فرض غربی را که جنگهای مدرن از طریق برتری تکنولوژیکی به دست میآیند، کوتاه و سرنوشتساز خواهند بود. در عوض، درگیری به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد که ظرفیت تولید صنعتی به اندازه کیفیت تسلیحات فردی اهمیت داشت. توانایی روسیه برای تولید هزاران موشک، پهپاد و گلولههای توپخانه در ماه - که با تدارکات کره شمالی و ایران تکمیل میشود - با وجود تلفات تجهیزات فاجعهبار، تهاجم خود را ادامه داد.
این درس پیامدهای عمیقی برای مناقشه ایران داشت. هر دو طرف دریافتند که یک کمپین طولانی مدت به نفع هر طرفی است که بتواند تولید و عرضه مجدد را حفظ کند. برای ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده، این به معنای نظارت و هدف قرار دادن تأسیسات تولید موشک داخلی ایران بود، نه فقط تسلیحات مستقر آن. برای ایران، این به معنای پراکندگی تولید در تاسیسات زیرزمینی سخت شده و حفظ خطوط تامین از طریق روسیه و سایر شرکا بود.
دروس دفاع هوایی: لایه ای، شبکه ای، موبایل
موفقیت دفاع هوایی اوکراین یک استاد کلاس در نحوه دفاع در برابر یک کمپین هوایی مدرن ارائه کرد. ترکیبی از باتریهای اس-300 دوران شوروی، سیستمهای پاتریوت و NASAMS که توسط غرب عرضه میشود، دفاع کوتاهبرد متحرک مانند Gepard و IRIS-T، و رهگیرهای پهپادهای دستساز، یک دفاع لایهای ایجاد کردند که به طور مداوم 70 تا 90 درصد نرخ رهگیری در برابر موشکهای کروز را به دست آورد.
ایران این مدل را به شدت مورد مطالعه قرار داد. قبل از درگیری، تهران برای ادغام سیستمهای دفاع هوایی متفاوت خود - اس-300 روسی، باور-373 بومی، سری HQ مشتق شده از چین و سیستمهای دفاع نقطهای - در یک معماری شبکهای با الگوبرداری از رویکرد چندلایه موفق اوکراین کار میکرد. طبق گزارشها، مشاوران روسی در یکپارچهسازی فرماندهی و کنترل کمک کردند و درسهای آموختهشده از مشاهده نحوه اتصال اوکراین به سیستمهای چندین کشور را به اشتراک گذاشتند.
انقلاب با هدف قرار دادن اطلاعات
اوکراین نشان داد که قابلیتهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی مدرن (ISR) به طور موثر امکان مخفی کردن تشکیلات یا تأسیسات نظامی بزرگ را از بین برده است. تصاویر ماهوارهای تجاری، اطلاعات سیگنال، تجزیه و تحلیل رسانههای اجتماعی و شناسایی هواپیماهای بدون سرنشین، چیزی را ایجاد کردند که تحلیلگران آن را "میدان نبرد شفاف" نامیدند که در آن هر دو طرف میتوانستند داراییهای طرف مقابل را با سرعتی بیسابقه شناسایی و هدف قرار دهند.
روسیه تصاویر ماهوارهای و اطلاعات سیگنالهای اطلاعاتی را با ایران به اشتراک گذاشت، در حالی که تجربه ایران در پنهانکاری - دههها پنهانکردن تأسیسات هستهای از اطلاعات غربی - رویکردهای هر دو کشور را برای حفاظت از زور آگاه کرد. تعامل بین شفافیت و پنهانکاری به یکی از پویاییهای تعیینکننده مناقشه ایران تبدیل شد، به طوری که نیروهای ائتلاف از مزیت ISR خود استفاده کردند در حالی که ایران برای بقای خود به پراکندگی، سختگیری و فریبکاری تکیه کرد.
پیامدهای برای تعارضات آینده
انتقال درسهای رزمی اوکراین به تئاتر ایران، واقعیت جدیدی را در امنیت جهانی نشان داد: تجربهی رزمی اکنون به سرعت فناوری تسلیحات در حال گسترش است. از طریق روسیه، درسهایی که با هزینههای گزاف در اوکراین آموخته شد، ظرف چند ماه در یک درگیری متفاوت در قارهای متفاوت به کار گرفته شد. این حلقه بازخورد بین سالنها به این معنی است که درگیریهای آینده به طور فزایندهای توسط نتایج جنگهای همزمان و اخیر در جاهای دیگر شکل میگیرد - پویایی که باعث میشود درگیری غیرقابل پیشبینیتر و برنامهریزی دفاعی پیچیدهتر از همیشه باشد.